لیسا:خمیازه🥱🥱

لیسا:خمیازه🥱🥱
کی این ساعت کوفتی رو کوک کرده😑
جیسو:من من🤚🏻
چرا آخ ساعت ۷ 😑
جیسو:چون امروز مراسم ماما هست باید تمیرین کنیم آبرو مون حلو بقیه نره
لیسا:خاک یادم نبود من می رم جنی رو بیدار کنم
جیسو :باش منم رفتم رزی بیدار کنم
لیسا:جنی جنی جنی جنی پاشو کیوتم💕
هوی جنی پاشو دیگه جنیییییییییییی ( باداد)
جنی :یا ابلفضل بله چ مرگت ترسیدم😐
لیسا:بیدار نشدی برا نمی داد زدم😐
جنی :داشتم خواب تهیونگو می دیدم😂
لیسا :😐🤦🏻‍♀️
خوب پارت اول تمام شد🥰
دیدگاه ها (۴)

پارت ۴که یهو دستم کشیده شد و کشیده شدم تو بغل یکی. سرمو بلند...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

پارت اول ویو آت اه سرم امروز خیلی کار دارم این سردرد فاکی هم...

پارت ۵۵╭─────────────── 🦋 ───────────────╮✦ پارت بعد | مربی ...

رمان عشق ممنوع

Ten

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

پارت اول عشق لرزان

فیک رزمین پارت اول

لیسا:صبح شد و مثل همیشه دخترا رو بیدار کردماول رفتم پیش جنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط