ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم
ای رفته ز دل ، راست بگو !‌ بهر چه امشب
با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟
دیدگاه ها (۱)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

من به زیبایی تو هرگز ندیدم در خیالم هم ندیدم با تو به هر چه ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط