دیدم این مشهد چرا هی بیقراری می‌کند

دیدم این مشهد چرا هی بیقراری می‌کند
جای باران ، سیل در این شهر جاری می‌کند
دیر فهمیدم که او اندر فراق خادمش
عزم خود را جزم دارد گریه زاری می‌کند...
دیدگاه ها (۶)

به جایِ کوچک کردنِ دیگران ؛خودت بزرگ شو!به جایِ آرزویِ شکست ...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

✍حکایت عاقبت دغلمرد ثروتمندی گله ای گوسفند داشت.شبها شیر گوس...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

▪️یک قطعه از تربت را به امواج سیل افکندم و لحظاتی بعد سیل بن...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : three _ منو کار داشتین آقای لی ؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط