{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنجا که دلی بود

آنجا که دلی بود
به میخانه نشستیم

آن تـوبه صــد ساله
به پیمانـه شکستیم

از آتـش دوزخ
نهراسیم که آن‌ شب
ما تـوبه شکستیم

ولی دل نشکستیم
دیدگاه ها (۷)

نگرانم که مرا مرگ غزل پیر کندآنچنان پیرکه از غصه زمینگیرکندن...

ناناز

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط