{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔮 اینجا ایران،صدای مادر بزرگ نازدونه جان:

🔮 اینجا ایران،صدای مادر بزرگ نازدونه جان:

-قدیم چشما واسه دیدن همدیگه بود👀
-مادرا حواسشون به غذا بود که نسوزه و ته نگیره🌚
-پدرا تار سیبیل گرو میزاشتن که تا جون دارن مواظب اهل و عیالن👶
-بچه ها جنم داشتن از خزنده و پرنده و جنبنده نمیترسیدن...🐜

-الانه یه چی دوتا دس داشته باشه دوتا پا که یه گوشی ازش آویزونه شده آدم!اون تو زندگی میسازن واسه خودشون اسمشونم گذاشتن آدم یارانه میگیرن😒
-مادری که ادعا داره بهشت زیر پاشه کفش پاشنه۲۰ سانتی میپوشه کوچه به کوچه میگرده *آتنا صاف کار ناخون* رو پیدا کنه...همون لباسیم ک بزور تونسته بپوشه بیاد بیرون، دیگه نتونه بپوشه💅
-یکی از جلوت رد میشه نمیدونی قلیِ یا گلی!!👧 👨
ما خیلی عارف میشدیم دلا رو صفا میدادیم مردای الان صورتو صفا میدن‌👔
-سالی یه بار صدا نعره مرد شنیده میشه از کوچه و خیابون و همسایه بغلی...خانووووم پکیجو روشن کن این دفه سر وقت ظرفا رو میشورم...آب سرده دستام ترک برمیدارنــ...!👄
_الان بچه یکیش کمه دوتاش زیاد!ما بچه بودیم داداش آبجیمونو تو بازی گم میکردیم...شبا همه پیش هم میخوابیدیم و دردمون سرعت *اَنترنت*نبود...دردمون سوختن پامون بود که نصفه شب وسط خواب ناز میچسبید به چراغ زیر کرسی و چییییسســ... رد مینداخت🔥
.
.
.

#قدیم_رو_دلا_مهر_محبت_خورده_بود...

سلام سلام به موجودا و ناموجودای ویسگونـ🙋
نرید پی وی مام بزرگم×نو اعصـاب×😅
دیدگاه ها (۲۶)

تو از کوچه‌ رد می‌شدی، یادمه!با یه دامنِ نازکِ صورتییه جایی ...

تو از کوچه‌ رد می‌شدی، یادمه!منم با یه دامنِ نازکِ صورتییه ج...

تو از کوچه رد می شدی،یادمه!با یه دامنِ نازک صورتییه جایی حوا...

«پسربچه ای که تو رو دوست داشت»تو از کوچه‌ رد می‌شدی، یادمه! ...

چندپارتی جونگ کوک ( اسمات هست جنبه نداری نخون )

نام رمان : رمان پارکبه قلم : ice girlاز مامان اینا خدافظی کر...

رمان:#دخترم_باش#پارت_۵دستی به سرم کشید و محکم گفت : ناموس ام...

..مواجه شدن با جن در یک راهروی تاریک:داستان مربوط به حدود دو...

مواجه شدن با جن در یک راهروی تاریک:من زیاد به داستان هایی که...

ای تف تو روحت مرتیکه ی یالغوز زهرم ترکید مرتیکه ی پوفیوز بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط