برگ زردی با سماجت

برگ زردی با سماجت
شاخه را چسبیده بود
دست‌های خویش و
دامان تو ام آمد به یاد

#سهیل_محمودی
دیدگاه ها (۲)

رها🍂خدایاپاییز را با نام تو آغاز می کنیمبرگ ریزان غم ها را ا...

تمام شببا تبریبر اندوه من می‌کوفتخواب اما آمد وسنگ‌های خونین...

🍁پاییز🍂تلنگر خوبی برای🍁برگ های سبز است🍂او می آید🍁تا به آنها ...

پاییز، فصلِ رفتن‌هایی‌ست که به سکوت می‌گذرند؛فصلِ برگ‌هایی ک...

🍂🍁 این برگ‌های زرد    به خاطر #پاییز نیست    که از شاخه می‌ا...

پنج شنبه آمد و دل نا آرام میشودیاد آنهایی که روزی شادیزندگی ...

با شب هایی که یادِ تو دست از سَرم برنمی دارد چه کنم؟!کاش کسی...

تو سریالای کره ای به شیشه تکيه میدن شکوفه و برگ های زرد نگاه...

💜🥲... مرا به آغوشتفراخوان ڪـنتا در دست آویزِ بازوانت ،پیش آم...

نتیجه؟ دست تو نیست.طوفان؟ دست تو نیست.تنها چیزی که واقعاً کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط