{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اربــابـ پیــشــے

اربــابـ پیــشــے
𝔭𝔞𝔯𝔱⁸
یونگی ×
ا.ت-

ا.ت ویو


کلی با اعضا خوش و بش کردیم و بعد اعضا رفتن فقط من و یونگی موندیم

×راستی چرا خدمتکارا نیستن
- مرخصشون کردم
×اوهوم
-یونگی من میخوام بهم دفاع شخصی یاد بدی
× @_@ مطمئنی خودتی
-بله بله
×باشه پس بیا بریم تو اتاق مخصوص
داشتم فلج میشدم.....
- چقدر سختهههههه
× به من چه خودت خواستی-یاااااااعععع
× هیق از دست رفتی
- پوکر فیس
× خب بیا تازه دوساعته شروع کردیم


فلش بک به شام

ا.ت ویو

از اونجایی که بنده آشپزی بلدم ولی غذا درست نکردم -_-

غذا سفارش دادیم 🥸

و من با افتخار وقتی پیک اومد با پیژامه
رفتم آوردم بله

-غذاااا آوردم
×آفرین بیار گشنمههههه
-یونگی تو از منم بچه تری
×خودم میدونم خیلی بزرگم
-•~•
×خب بیا بخوریم سرد شد
تیمام
دیدگاه ها (۱)

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

Part:۲۰

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ Part...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط