نر گس مست تو ترسم بدهد کار به دستم
نر گس مست تو ترسم بدهد کار به دستم
تا نگاهش بکنم حرف در آرند که مستم
حاکم شرع دقیق است وبه یک طرفه العین
حکم شلاق دهد ... این که یقین باده پرستم
گرگ یوسف ندریده چه برد بهره انکار
رنگ پیراهن چشمم بزند جار که هستم
موج دریای شراب است مرا حالت چشمت
نشئه می آرد و دل می برد و عقل ز دستم
مست چشمان تو فارغ بود از منت خمار
توبه کردم ز می و ساغر و پیمانه شکستم
چار تکبیر به دنیا زدم و هر چه به دنیاست
دیده را بستم و جز مهر تو از جمله گسستم
چون سیه مستی ام از نرگس مست تو مرا بس
دل گسستم ز سوای تو و در پای تو بستم
تا نگاهش بکنم حرف در آرند که مستم
حاکم شرع دقیق است وبه یک طرفه العین
حکم شلاق دهد ... این که یقین باده پرستم
گرگ یوسف ندریده چه برد بهره انکار
رنگ پیراهن چشمم بزند جار که هستم
موج دریای شراب است مرا حالت چشمت
نشئه می آرد و دل می برد و عقل ز دستم
مست چشمان تو فارغ بود از منت خمار
توبه کردم ز می و ساغر و پیمانه شکستم
چار تکبیر به دنیا زدم و هر چه به دنیاست
دیده را بستم و جز مهر تو از جمله گسستم
چون سیه مستی ام از نرگس مست تو مرا بس
دل گسستم ز سوای تو و در پای تو بستم
- ۲.۵k
- ۲۰ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط