اسم : عشق مخفی
اسم : عشق مخفی
پارت ۶
ویو ات
صبح با یه دل درد شخمی بیدار شدم دیدم تو بغلم تهیونگم
اومدم پاشم که تهیونگ سفت بغلم کرد
تهیونگ: بیدار شدی بیب؟
ات: ولم کن میخوام برم دلمم درد میکنه( با داد)
تهیونگ : اشکالی نداره بیب خوب میشی مهم این که الان مال منی
ات: خدا لعنتت کنه دخترونگـ/////یمو گرفتی ( گریه)
تهیونگ یهو روش خیمه زد
تهیونگ: ببین من ناز کشیدن بلد نیستم زیاد حرف بزنه یکاری میکنم دیگه نتونی راه بری
ات: ب.ب.ببخشید
تهیونگ یه بو///سه صدا دار به لباش میزنه سرش رو میبره توی گردن ات
یه نفس عمیق میکشه از رو بغلش میکنه و روش میخوابه
( قابل توجه منحرفا فقط میخوابه فقط😅😂😂😂)
که ات بعد یک ساعت از خواب بیدار میشه و تهیونگ رو میزنه کنار
ات : خیلی ازت خوشم میاد اینجوری هم روم لم دادی؟
تهیونگ : والا بدت نیومده بود خوب خوابیده بودی😏
ات: به نگاه به خودت بکن ببین من اگه میتونستم پرتت کنم اونور تو این یک ده بار اینکارو کرده بودم
تهیونگ: نبابا؟ زبونم داری پس فکر کردم فقط جیغ زدن بلدی اخه دیشب گوشای منو کر کردی
ات :خفشو
تهیونگ به پوزخند زد از روی تخت بلند شد رفت حموم بعد ۱۰ مین
اومد بیرون ات خوابیده بود و به سقف زل زده بود که یهو چشمش به تهیونگ افتاد
ات: تهیونگگگگگگگگگ( داد)
تهیونگ : زهر مار گوشم کر شد چته؟
ات: برا چی لختی؟
تهیونگ: اولاً لخت لخت که نیستم دوماً تو که دیشب همچیو دیــ.....
ات : میشه دیگه راجب دیشب حرف نزنی؟
من مست بودم و تو به زور با من اونکارو کردی
ات همینجوری که حرف میزد لباساش رو پوشید و از اتاق رفت بیرون
ویو ات
هی دیشب دیشب میکنه من دیشب هیچی حالیم نبود تازه با اینکه مست بودم ولی راضی نبودم ........
خب دیگه بسه تو خماری بمونی😅( من ادم کرمویم بازی نکو با روحیم)
چیز نه ببخشید یه لحظه قاطی کردم😂😂😂
خب فکر کردین من پارت بعدی رو همینجوری میزارم ؟
no no no
شرط داریم
۸ لایک ❤
۷ تا کامنت این ایموجی 💜
درضمن لیدی ها این فیک ها جنبه فان داره و واقعی نیستن صرفا برای سرگرمی هستش😘
پارت ۶
ویو ات
صبح با یه دل درد شخمی بیدار شدم دیدم تو بغلم تهیونگم
اومدم پاشم که تهیونگ سفت بغلم کرد
تهیونگ: بیدار شدی بیب؟
ات: ولم کن میخوام برم دلمم درد میکنه( با داد)
تهیونگ : اشکالی نداره بیب خوب میشی مهم این که الان مال منی
ات: خدا لعنتت کنه دخترونگـ/////یمو گرفتی ( گریه)
تهیونگ یهو روش خیمه زد
تهیونگ: ببین من ناز کشیدن بلد نیستم زیاد حرف بزنه یکاری میکنم دیگه نتونی راه بری
ات: ب.ب.ببخشید
تهیونگ یه بو///سه صدا دار به لباش میزنه سرش رو میبره توی گردن ات
یه نفس عمیق میکشه از رو بغلش میکنه و روش میخوابه
( قابل توجه منحرفا فقط میخوابه فقط😅😂😂😂)
که ات بعد یک ساعت از خواب بیدار میشه و تهیونگ رو میزنه کنار
ات : خیلی ازت خوشم میاد اینجوری هم روم لم دادی؟
تهیونگ : والا بدت نیومده بود خوب خوابیده بودی😏
ات: به نگاه به خودت بکن ببین من اگه میتونستم پرتت کنم اونور تو این یک ده بار اینکارو کرده بودم
تهیونگ: نبابا؟ زبونم داری پس فکر کردم فقط جیغ زدن بلدی اخه دیشب گوشای منو کر کردی
ات :خفشو
تهیونگ به پوزخند زد از روی تخت بلند شد رفت حموم بعد ۱۰ مین
اومد بیرون ات خوابیده بود و به سقف زل زده بود که یهو چشمش به تهیونگ افتاد
ات: تهیونگگگگگگگگگ( داد)
تهیونگ : زهر مار گوشم کر شد چته؟
ات: برا چی لختی؟
تهیونگ: اولاً لخت لخت که نیستم دوماً تو که دیشب همچیو دیــ.....
ات : میشه دیگه راجب دیشب حرف نزنی؟
من مست بودم و تو به زور با من اونکارو کردی
ات همینجوری که حرف میزد لباساش رو پوشید و از اتاق رفت بیرون
ویو ات
هی دیشب دیشب میکنه من دیشب هیچی حالیم نبود تازه با اینکه مست بودم ولی راضی نبودم ........
خب دیگه بسه تو خماری بمونی😅( من ادم کرمویم بازی نکو با روحیم)
چیز نه ببخشید یه لحظه قاطی کردم😂😂😂
خب فکر کردین من پارت بعدی رو همینجوری میزارم ؟
no no no
شرط داریم
۸ لایک ❤
۷ تا کامنت این ایموجی 💜
درضمن لیدی ها این فیک ها جنبه فان داره و واقعی نیستن صرفا برای سرگرمی هستش😘
- ۱۱.۲k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط