{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ سلام من دختری17 ساله هستم...چادر سر میکردم و نمازو روزه

‍ سلام من دختری17 ساله هستم...چادر سر میکردم و نمازو روزه هم میخوندم و میگرفتم اما فقط برای ادا کردن تکلیف.
گاهی که میخواستم نماز بخونم گریم میگرفت...نمیخواستم بخونم ولی اگر هم نمیخوندم عذاب وجدان میگرفتم...کلی سوال تو سرم بود که جواب هیچکدومو نمیدونستم و چون بهشون نمیرسیدم خودم برای خودم فتوا میدادم که این کار دلیلی نداره یا این کار بیخودیه و خدا فقط خواسته سخت بگیره و دلیل هیچ کدوم از این کارا رو نمیفهمیدم و دنبال هیچ کدوم هم نمیرفتم.
با اینکه نماز میخوندم و حجاب داشتم ولی اهنگ هم گوش میدادم نماز صبحم هم همیشه قضا میشد و و و....
واقعا سردرگم بودم و توی تاریکی مطلق غرق بودم نمیدونستم چی میخوام و ...
یک شب از تلویزیون برنامه ی از لاک جیغ تا خدا پخش شد که
داستان مادر دختری بود که خیلی ازاد بودن و...
و شهید ابراهیم هادی روی زندگیشون اثر گذاشته و به واسطه ی این شهید راهشون کلا عوض شده بود
من اونموقع اصلا ابراهیم هادی و نمیشناختم.خیلی تحت تاثیر داستان قرار گرفتم و همون شبانه توی اینترنت اسمشو سرچ کردم و چندین عکس و مطلب اورد که من فقط فهمیدم گمنام شده
وخواستم بیشتر تحقیق کنم اما نشد و به فراموشی سپرده شد
تا اینکه چند ماه پیش رفتم کتابخانه و به طور اتفاقی از مسئول انجا خواستم بهم یک کتاب خیلی قشنگ معرفی کنه اگر درباره ی زندگی نامه شهدا باشه هم اشکالی نداره در حالی که من اصلا زندگی نامه ی شهدا نمیخوندم.
و اون خانوم کتاب سلام بر ابراهیم رو به من معرفی کرد و کتاب من زنده ام.
اول میخواستم نخونم ولی چون توی تعطیلات بود و بیکار بودم شروعش کردم
و من در این کتاب فقط معجزه دیدم و هم زمان که میخوندم گریه میکردم مشتاق و مشتاق تر ادامه میدادم و نمیخواستم تموم بشه و این استارتی شد تا راهم رو عوض کنم..
رفتم سراغ سوالام و جواب بیشترشونو پیدا کردم.
حالا میدونم چرا نماز میدونم چرا حجاب و جواب خیلی از سوال های بی جواب ذهنمو پیدا کردم.... خیلی از خدا دور بودم فقط موقع گرفتاری یادش میفتادم و درکش نمیکردم...ولی الان عاشق خدام شدم و تمام کانالای گوشیم دلنوشته درباره ی خداست یا شهدا و زندگینامه ی شهدا رو دانلود کردم و این شهید به قدری در زندگی من تاثیر گذاشت که خودم هم تعجب کردم..تمام اهنگامو پاک کردم و جایی کسی و ببینم داره اهنگ گوش میده اعصابم خورد میشه و از اونجا بلند میشم
با عشق نماز میخونم و با عشق چادرمو سر میکنم. و با عشق برای نماز صبح بلند میشم
خیلی تغییر کردم و دوست ها و بعضی از افراد فامیل هم متعجب شدن و گاه مسخره میکنن اما ذره ای برای من اهمیت نداره
من دارم راهمو پیدا میکنم.. دارم به ارامش میرسم و این ارامشی که الان دارم و قبلا نداشتم...
شهید ابراهیم رو الگوی زندگیم قرار دادم و سعی میکنم تا جایی که میتونم ازش درس بگیرم امید وارم لایق باشم و کمکم کنه این شهید بزرگوار😔 😔

خدا جون کمکم کن😔 🙏

ببخشید طولانی شد🙏 ♥ ️

#ارسالی_اعضای_محترم_کانال🌺

👉 @EbrahimHadi 👈
دیدگاه ها (۳)

امام خامنه‌ای: این حدیث تنم را لرزاند که امام صادق علیه السل...

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

نویسنده کتاب سلام بر ابراهیم، هیچوقت مشخص نبود و همیشه همه م...

اهم کپشن مهم

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۳(last part)روایت از زبان جولیا:رفته...

🏴🇮🇷💔سالروز اسارت شهید حججی🌹 #وصیتنامه_شهید_حججیعمریست شب و ر...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

ارامش محال part 3

'این آهنگ رو دیشب وقتی خیلی یهویی داشتم داخل اسپاتیفای میگشت...

★彡   Part 18 彡★ انگار وضعیت اون هم همین بود.جذاب لعنتی.با اه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط