{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۷

پارت ۱۷

رزت : مگه نمیگم بس کنید

*کیان بهم نزدیک شد *

کیان : ببخشید دستت چیزیش شد؟

رزت : من خوبم

* واقعا داشتن به خاطر من دعوا میکردن
یهو دیدم برادرام اومدن *

رزت : مگه نگفتم نیاید دنبالم

کامیلان : داشتی با کسی دعوا میکردی؟

رزت : نه چطور؟

کالیکس : خدمتکارا بهمون گفتن

رزت : ......

ابیل : حالا چیشده؟

رزت : چیزی نیست،

کالیکس : مطمئنی؟

رزت : آره مهم نیست

* برادرام رفتن و من دوباره با این دوتا تنها شدم *

رزت : خو دیگه دعوا رو تموم کنین

* اون دوتا به هم دیگه خیره شده بودن *

رزت : من میرم داخل

لوسیان : منم میام

کیان : لازم نکرده

لوسیان : من فقط میخوام باهاش بازی کنم

کیان : بهت گفتم که نزدیک رزت نشی !

رزت : اهم اهم _ شما دوتا

*دوتاشون برگشتن و ازم معذرت خواهی کردن *

* پرش زمانی //

* توی اتاقم بودم *

رزت : واقعا سرو کله زدن با اون دوتا دردسره ....
خیلی خستم ولی میخوام برم حموم

* رفتم حموم و اومدم بیرون.... یادم رفت موهامو خشک کنم همونجوری خوابیدم *

//پرش زمانی به یک ساعت بعد //

* بیدار شدم *

رزت : سردمه .......
دیدگاه ها (۴)

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

ویو پارک یورین: داشت سرشو نزدیکم میکرد میدونستم میخواد چکار ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart:10ویو جینا با ...

خودکار ابری

P9 . PRISAN MAFIA.

پارت آخرپرش زمانی به فردا چهارشنبه *ویو جین* نمیدونم چرا این...

کسخلان گروگان

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جی...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

انتقام یا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط