{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با عجله راه میرفتم ..

با عجله راه میرفتم ..
که محکم به چیزی خوردم ..

"آدم" بود!

منتظر بودم پرخاش کند
لبخندی زد و رفت ...

به گمانم "انسان" بود!
دیدگاه ها (۲)

سلااااام مهربون صبح بخیر 🌱 امروز را با عجله ورق نزن… شاید لا...

عباس رضایی | abbasrezaei

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:75باورم نمیشد....امکان نداشت....

یادش بخیر کوچکتر که بودم ، مادرم می گفت: پرخوری دل درد میار...

یه بار وقتی خیلی کوچیک بودم داشتم با پسرا فوتبال باری میکردم...

🩵بعضی صبح‌هابرای عجله کردن نیستندبرای نفس کشیدن‌ هستندبرای د...

سلام آقا 💚🙏جمعه ای دیگر که سر زد آفتابش ☀️به گرما و سکوت و ا...

💡خدا نصرتش را به آدم‌های تنبل و بی‌مجاهدت نمی‌دهد!خدا از انس...

مادر بزرگم آخرِ همه ی تلفن هایش میگفت:کاری نداشتم که!زنگ زده...

یه جایی از زندگی فهمیدم که باید خودم، خودمو نجات بدم… 🖤 باید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط