{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه جایی از زندگی فهمیدم که باید خودم، خودمو نجات بدم… 🖤 ب

یه جایی از زندگی فهمیدم که باید خودم، خودمو نجات بدم… 🖤 باید وقتی دلم شکست، خودم آرومش کنم؛ وقتی خسته شدم، دست خودمو بگیرم و وقتی دنیا پشتمو خالی کرد، محکم‌تر از همیشه بایستم. یاد گرفتم منتظر هیچ دستی نمونم، چون شاید هیچ‌کس ندونه پشت این لبخند، چه جنگی در جریانه… من موندم و خودم؛ و قسم خوردم حتی اگه همه تنهام بذارن، خودم هیچ‌وقت خودمو تنها نذارم. 🗿🖤
دیدگاه ها (۵)

Multi-Part: 5When you were pregnant, you went to the gym wit...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

part 2 _هوممم.. چی میگی.. این وقت شب موقع زنگ زدنه(عصبی و بی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏3●•_ویلیام جیمز موریارتی_همین ...

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

P11 .PRESAN MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط