‌
تو بی بدیل بودی اما،
ما فراوان بیهوده
و تلخی قصه از اینجا آغاز می شد
از ما گذشتی
مثل ماه از پنجره های تاریک
تو همه چیز ما بودی و
ما هیچ چیز تو نبودیم!


#رسول_یونان
دیدگاه ها (۲)

آغاز قصه، تو بودی، بابای مهربانمآغاز غصه، رفتنت شد، ای تمامِ...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

لایک و بازنشر مهربونا فراموش نشه

🌸 سلام امام رضای قلبم… ❤️صبحم را با نام تو آغاز می‌کنم؛ای آق...

ديدار با تو یک دژاوو بود.فكر مى كنم قرن ها پيش تو را در ماه ...

شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشمبه من نگو غزل غزل، چـرا ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

جاده بی راهه

پدرم نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط