پارت اول

پارت اول
از دید ا/ت
چن روزه هر جا میرم کار گیرم نمیاد
بلاخره مجبور شدم ب حرف ماری گوش کنم و برم توی شرکتی ک اون کار میکنه کار پیدا کنم
ساعت ۹ صبح بود لباسامو پوشیدم و تاکسی گرفتم
ا/ت:ممنون اقا بفرمایید
اقا:مرسی دخترم قابل نداره
پولشو حساب کردم و پیاده شدم
دهنم باز مونده بود...خیلی بزرگ بود خدایا اینهمه پول ب اینا دادی خب چی میشد یکمشم ب ما میدادی؟😐😂(دخترم کار کن توعم اینجوری شی یکم گشادی تو بزار کنار😐💔)
ا/ت:یکی باید ب خدت بگه😐
(خب بیا منو بخور😐)
ا/ت:ببین ی چی بهت میگم...
ماری:ا/ت داری با کی حرف میزنی؟
ا/ت:ه..هیچی تو کی اومدی؟
ماری:من از ۷ صبح اینجام😑
ا/ت:باید از ۷ صبح بیام اینجا کار کنم؟😐(بیا حالا ب من بگو گشاد😐😂)
ماری:بله خانوم خانوما!بعدشم بزار اول بیین کار بهت میدن بعد اینجوری بگو😐....

پارت اول☺
کامنت و لایک یادتون نره😘
دیدگاه ها (۰)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریو میتسویا پارت اخر

marry without love

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریو ناگی پارت ۲

سناریو خط قرمز

سناریو مایکی پارت ۱

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط