{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

marry without love

من ا/ت هستم دختر و برادر دو مافیا هم پدرم

مافیاست و برادر بزرگترم هم راه پدرم رو ادامه

داده مادرم پرستاره و من فقط یک یا دو روز در

هفته میتونم خانوادم و ببینم و کلا تو خونه

تنهام اما یا دوستام رو دعوت میکنم یا خودم

باهاشون میرم بیرون تعطیلات در راهه و دو

هفته ی کامل با خانوادم کنار همیم



ویو عصر:



داشتم تلوزیون میدیدم که یهو بابام با عجله

اومد خونه و گفت : دخترم از خونه بیرون نرو

ا/ت : وا بابا چیشده

ب/ات: دخترم شرط رو باختم و ازم چیزی میخوان

که نمیدونم کجاست اما باورشون نمیشه و

میترسم به شماها کاری داشته باشن

ا/ت: بابا یعنی چی چرا .....

ب/ات: دخترم فقط بیرون نرو خونه جات امنه هر چی میخوای سفارش بده

د/ات: بابا حالت خوبه ؟ دیگه بیرون نرو

ب/ ات: آره پسرم اینجا جامون امنه بادیگاردها رو

زیاد تر میکنم و بیشتر دوربین میذارم

م/ات: سلام به همگی من اومدم چخبره چرا همه

کشتی هاشون غرق شده؟

ب/ات: عزیزم این دفعه شرط رو باختم دیگه باید

تو خونه بمونید

م/ات: خب چرا پول و نمیدی زیاده؟

ب/ات: نه مسئله الان پول نیست اونا جای مواد

ها رو میخوان ولی من واقعا نمیدونم کجاست

"یهو صدای کسی بود که محکم به در میزد"

ب/ات: ای وای فکر کنم اومده وایسین باهاش

حرف میزنم

" بابای ا/ت در رو باز کرد و جونگکوک اومد تو و

یقه ی بابای ا/ت رو گرفت
ج: بهت گفتم مواد ها کجان یا میگی یا

میکشمت

د/ات : بابام یه بار بهت گفت که نمیدونه چرا

نمیفهمی

جونگکوک یهو یه نگاهی به داداش ا/ت انداخت

که تو همون لحظه ا/ت رو هم دید........


ادامه دارد....
برای پارت بعد لایک کنید
دیدگاه ها (۰)

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

چند پارتی (درخواستی)

سناریو بونتن پارت۴

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سرنوشت پارت(۱۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط