آن قدر عاشقیم که املا نمی شود

آن قدر عاشقیم که املا نمی شود
مستی ما که در قلمی جا نمی شود

زلف مرا به پنجره های ضریح عشق
طوری گره زدند ، دگر وا نمی شود


باید که ناز داشت ، کمی نیز غمزه داشت
هر دختر قبیله که لیلا نمی شود

آن کس که خاک پای مریدان میکده ست
محتاج معجزات مسیحا نمی شود

«تاک» مرا به عشق تو در خم گذاشتند
حالا شراب می شود و یا نمی شود

#علی_اکبر_لطیفیان
#مناسبت_ولادت(حضرت زینب س )
دیدگاه ها (۱۵)

...آن قدر عاشقیم که املا نمی‌شودمستی ما که در قلمی جا نمی‌شو...

آن قدر عاشقیم که املا نمی شودمستی ما که در قلمی جا نمی شودزل...

آن قدر عاشقیم که املا نمی شودمستی ما که در قلمی جا نمی شودزل...

آن قدر عاشقیم که املا نمی شود مستی ما که در قلمی جا نمی شود...

✴مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارمزبان با خلق در گفت اس...

مرا چشمیست خون افشان...

یک لقمه حرف حلال:اگر آن تُرک شیرازی به دست آرد دل ما راندارم...

تورا با اشک و خون از سینه راندم آخرهم                     که...

ای که چشمِ سیه‌ت سوژه‌ی نقاشی‌هافتنه‌انگیزترین باعثِ اوباشی‌...

#ولادت_امام_حسین_علیه_السلام هستی بهانه بود که سِرّی بیان شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط