Psychic lover97🖤
Psychic lover97🖤
جونگکوک:یااا چرا همش من باید خیانت
کنم.شاید تو خیانت کردی؟ها؟
سونا:مگر اینکه دیونه باشم.عا راستی جونگکوک تو نمیخوای درمان بشی؟من میتونم اینکارو انجام بدم.اگر بخوای میتونی یکی
دیگه این کارو برات انجام بده…
جونگکوک:نه خودت کمکم کن.
سونا:چی
جونگکوک:مگه نمیخوای کمکم کنی؟
سونا:جونگکوک واقعا میگی؟وایییی
سونا این و گفت و ذوق زده پرید بغل جونگکوک.پاهاش رو دور جونگکوک حلقه
کرد و سرش رو برد تو گردنش.جوری که
نفسای گرم سونا به گردن جونگکوک میخورد
و باعث میشد دختر کوچولوش رو خوردنی تر
از قبلش ببینه.
جونگکوک:آیش نکن دیگه.
سونا:ها
جونگکوک:اگر بخورمت تموم میشی خوب!
سونا:یااا هیولای گنده من و نخور من
یک پسر کوچولو دارم باید مراقبش باشم
جونگکوک:این پسر بچه ی خوش شانس کیه حالا؟
سونا:نمیدونم فککنم اسمش جونگکوک
باشه.میدونی بچه های دیگه ازش میترسن اما خیلی کیوتههه وقتی میخوابه شبیه خرگوشا
میشه.
جونگکوک:من کجام کیوته هاااا؟
سونا:همه جات…البته نه تتو هات خیلی
هاته.پیرسینگ ها….وایسا ببینم لبت که
پیرسینگ نداشت…(خوب بگم فقط ابرو هاش داشت اما الان لبش هم زده.اون پیرسینگ جدیدش که تو لایو نشونمون داد ایشالله فصل دو)
جونگکوک:خوببب
سونا:ایش منم پیرسینگ میخوام
جونگکوک:چه غلطا
سونا:یا گوشت که پنج تا ابرو هات یکی لبت
که یکی
جونگکوک:خوب که چی.فک کردی میزارم دخترم به صورتش دست بزنه
سونا:موهام رو رنگ کنم
جونگکوک:چرا انقدر غلط اضافه میکنی؟
سونا:جونگکوک قلبم همینطور که تو رو دوست داره مو رنگ کردن هم دوست داره
اصن این یک چیز دخترونست من میخوام
جونگکوک:بین اعصاب من و بهم نریز.تا آرومم باهات راه میام سعی نکن اعصبیم کنی!
پرش زمانی دو روز:
امروز تولد سونا بود.روزی که واسه سونا
بود.همینطور بگم که براش روزه خاصیه.
اما باید بدونیمکه همچین روزایی برای جونگکوک مثل جهنم میمونه.اون از تولد
متنفره.جونگکوک آدمی نبود که اهل برنامه
و سوپرایز باشه.خودتون که میدونین
جونگکوک چجوری بود.خوب احتمالا
اگر جونگکوک بخواد کاری کنه براش یک
چیز مجلل تر از عروسی فراهم میکنه.
ولی میدونین دخترا چیزای شیک و دوست دارن اما چیزای ساده که از ته دل باشه رو
بیشتر ترجیح میدن.میدونم که
بین شما همچین کسایی هست…
خوب حالا این چند روز چجوری گذشت؟
بعد از حرف های اون دوتا دیو و دلبر شوگا
مزاحمشون شد البته که مراحمه ولی خو.
سونا شماره ی جونگکوک و گرفت و
همین که با شوگا رسید خونه مثل ندید بدیدا
به جونگکوک پیام داد.
“سلامممم ددییییی…”
هیی جونگکوک خودش نمیدونست که
اسمش چیه ولی قبلش اکلیلی میشد.
ذوق کوچیکی بخاطر دختر کوچیکی که
به زندگیش اومده بود،تو دلش ایجاد
میشد اما خودش نمیدونست واسه خوشحالیه.
میدونین جونگکوک در جواب پیام
چی گفت؟
“سلام بیب… دو روز دیگه به آدرسی
که میفرستم بیا”
سونا تو ذوقش خورد ولی جز باشه جمله ی
دیگه ای نگفت.
حالا که اون روز رسیده یک لباس قشنگ صافت پوشید و به آدرسی که فرستاد رفت.
دلش نمیخواست با ماشین بره تصمیم
گرفت کمی پیاده روی کنه.
وقتی به اون لوکیشن رسید یک کافه ی
متوسط بود.آنچنان بزرگ مثل کافه ی جیکی
نبود اما خوب قیمتا بالا بود.کره کشوره
قشنگیه اما اگر بخوای از چیزای لوکسش
مثل مغازه های برند یا بعضی از رستوران
ها استفاده کنی باید پول دار باشی.ولی
آدمی مثل سونا متوسط رو به بالا بود.
اما کسایی هم مثل جونگکوک اینارو
روی انگشتش میچرخوند.خوب متوجه ی تفاوت ها شدین نه؟انگاری اره.البته اگر
مادر سونا با اون مرد ازدواج میکرد الان
ثروتمند بودن.
جونگکوک:یااا چرا همش من باید خیانت
کنم.شاید تو خیانت کردی؟ها؟
سونا:مگر اینکه دیونه باشم.عا راستی جونگکوک تو نمیخوای درمان بشی؟من میتونم اینکارو انجام بدم.اگر بخوای میتونی یکی
دیگه این کارو برات انجام بده…
جونگکوک:نه خودت کمکم کن.
سونا:چی
جونگکوک:مگه نمیخوای کمکم کنی؟
سونا:جونگکوک واقعا میگی؟وایییی
سونا این و گفت و ذوق زده پرید بغل جونگکوک.پاهاش رو دور جونگکوک حلقه
کرد و سرش رو برد تو گردنش.جوری که
نفسای گرم سونا به گردن جونگکوک میخورد
و باعث میشد دختر کوچولوش رو خوردنی تر
از قبلش ببینه.
جونگکوک:آیش نکن دیگه.
سونا:ها
جونگکوک:اگر بخورمت تموم میشی خوب!
سونا:یااا هیولای گنده من و نخور من
یک پسر کوچولو دارم باید مراقبش باشم
جونگکوک:این پسر بچه ی خوش شانس کیه حالا؟
سونا:نمیدونم فککنم اسمش جونگکوک
باشه.میدونی بچه های دیگه ازش میترسن اما خیلی کیوتههه وقتی میخوابه شبیه خرگوشا
میشه.
جونگکوک:من کجام کیوته هاااا؟
سونا:همه جات…البته نه تتو هات خیلی
هاته.پیرسینگ ها….وایسا ببینم لبت که
پیرسینگ نداشت…(خوب بگم فقط ابرو هاش داشت اما الان لبش هم زده.اون پیرسینگ جدیدش که تو لایو نشونمون داد ایشالله فصل دو)
جونگکوک:خوببب
سونا:ایش منم پیرسینگ میخوام
جونگکوک:چه غلطا
سونا:یا گوشت که پنج تا ابرو هات یکی لبت
که یکی
جونگکوک:خوب که چی.فک کردی میزارم دخترم به صورتش دست بزنه
سونا:موهام رو رنگ کنم
جونگکوک:چرا انقدر غلط اضافه میکنی؟
سونا:جونگکوک قلبم همینطور که تو رو دوست داره مو رنگ کردن هم دوست داره
اصن این یک چیز دخترونست من میخوام
جونگکوک:بین اعصاب من و بهم نریز.تا آرومم باهات راه میام سعی نکن اعصبیم کنی!
پرش زمانی دو روز:
امروز تولد سونا بود.روزی که واسه سونا
بود.همینطور بگم که براش روزه خاصیه.
اما باید بدونیمکه همچین روزایی برای جونگکوک مثل جهنم میمونه.اون از تولد
متنفره.جونگکوک آدمی نبود که اهل برنامه
و سوپرایز باشه.خودتون که میدونین
جونگکوک چجوری بود.خوب احتمالا
اگر جونگکوک بخواد کاری کنه براش یک
چیز مجلل تر از عروسی فراهم میکنه.
ولی میدونین دخترا چیزای شیک و دوست دارن اما چیزای ساده که از ته دل باشه رو
بیشتر ترجیح میدن.میدونم که
بین شما همچین کسایی هست…
خوب حالا این چند روز چجوری گذشت؟
بعد از حرف های اون دوتا دیو و دلبر شوگا
مزاحمشون شد البته که مراحمه ولی خو.
سونا شماره ی جونگکوک و گرفت و
همین که با شوگا رسید خونه مثل ندید بدیدا
به جونگکوک پیام داد.
“سلامممم ددییییی…”
هیی جونگکوک خودش نمیدونست که
اسمش چیه ولی قبلش اکلیلی میشد.
ذوق کوچیکی بخاطر دختر کوچیکی که
به زندگیش اومده بود،تو دلش ایجاد
میشد اما خودش نمیدونست واسه خوشحالیه.
میدونین جونگکوک در جواب پیام
چی گفت؟
“سلام بیب… دو روز دیگه به آدرسی
که میفرستم بیا”
سونا تو ذوقش خورد ولی جز باشه جمله ی
دیگه ای نگفت.
حالا که اون روز رسیده یک لباس قشنگ صافت پوشید و به آدرسی که فرستاد رفت.
دلش نمیخواست با ماشین بره تصمیم
گرفت کمی پیاده روی کنه.
وقتی به اون لوکیشن رسید یک کافه ی
متوسط بود.آنچنان بزرگ مثل کافه ی جیکی
نبود اما خوب قیمتا بالا بود.کره کشوره
قشنگیه اما اگر بخوای از چیزای لوکسش
مثل مغازه های برند یا بعضی از رستوران
ها استفاده کنی باید پول دار باشی.ولی
آدمی مثل سونا متوسط رو به بالا بود.
اما کسایی هم مثل جونگکوک اینارو
روی انگشتش میچرخوند.خوب متوجه ی تفاوت ها شدین نه؟انگاری اره.البته اگر
مادر سونا با اون مرد ازدواج میکرد الان
ثروتمند بودن.
- ۲۲.۹k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط