پارت .چهار . ای لاو یو جی کی

پارت .چهار . ای لاو یو جی کی
«پنج روز بعد»
«ات ویو»
توی این پنج روز اون دختر خیلی خوبی بود ، کارا رو به خوبی انجام میداد و با لیا خوب بود
ولی وقتی با من تنها میشد یجوری میشد ، انگار ،انگار .........
میونا:خانم ارباب صداتون زد لطفاً برید پایین!(با لحن حسود)
اون بهم اینو گفت و منم داشتم میرفتم پایین که صدای گریه ی لیا اومد ، سریع رفتم پیشش و بغلش کردم . جونگکوک اومد
جونگکوک:چی شده(با تعجب)
آت :نمی دونم ، صدای گریه ی لیا اومد و سریع اومدم پیشش
جونگکوک اومد پیش لیا و لیا رو از من گرفت
جونگکوک:چی شده دختر قشنگم؟
لیا:نمی هق... تونم.هق...بگم.....(با گریه)
..............
دیدگاه ها (۰)

#برادر ناتنی من

÷ پرستار چی شده پرستار : مشخص نیست احتمال مردن همسرتون خیلی ...

مافیای من — قسمت ۱۸چیزی بیشتر از یک رازمرد روبه‌روی جونگکوک ...

عشق مافیا:)))!پارت سیزده : جونگکوک این صحنه رو دید و رگ گردش...

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

قسمت ۲۸ — «صدایی از پنج سال قبل» 🖤ات هنوز گوشی را کنار گوشش ...

Destiny part 21

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

ویو هان :_ات خواهش میکنم می دونم ناراحتی ولی من بیشتر ناراح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط