{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون که یه وقتی تنها کسم بود

اون که یه وقتی تنها کسم بود
تنها پناهه دل بی کسم بود
تنهام گذاشتو رفت از کنارم
از درد دوریش من بی قرارم
خیال می کردم پیشم می مونه
ترانه عشق واسم می خونه
خیال می کردم یه همزبونه
نمی دونستم نامهربونه
با اینکه رفته،اما هنوزم
از داغ عشقش دارم می سوزم
فکر و خیالش همش باهامه
هر جا که میرم جلو چشامه
جلو چشامه
دلم می خواد تا دووم بیارم
رو درد دوریش مرهم بذارم
اما نمی شه راهی ندارم
نمی تونم من طاقت بیارم
دیدگاه ها (۱)

دست هایت برایم مرحمی است...مرحمی برای گریز از ترس دوری و نبو...

تو غربتی که سرده تموم روز و شبهاشغریبه از من و ما ، عشق من ع...

شریک سقف من نیستی،بذار همسایه باشیم وفقط یک دونه دیوارو شریک...

دیدی که با گریه من بغض دلم وا نمیشهشرح پریشونی من . تو قصه پ...

شاهکاری به نام دروغ

سناریو بلولاک/قفل آبی

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت ششم: بازگشتِ سایه و مهمانِ ناخوانده!...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت دوم: تقدیم به یک معامله‌ی سیاهبا د...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت پنجم: طوفانِ خشم و شبِ بی‌امان[دیدگا...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط