{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍می گفت شب قبل از شهادتش تو مقر نشسته بودیم. صحبت از شهاد

✍می گفت شب قبل از شهادتش تو مقر نشسته بودیم. صحبت از شهادت بود . یهو حاج عبدالله گفت :" من شهید شدم ، منو با همین لباس نظامی ام خاکم کنید. " بچه ها زدن زیر خنده و شروع کردن به تیکه انداختن .حالا تو شهید شو .. !شهیدم بشی تهران بفرستنت باید کفن بشی . سعی میکنیم لباس نظامی ات رو بزاریم تو قبر .. !

تو خط مقدم بودیم که خبر شهادت حاج عبدالله رو شنیدیم . محاصره شده بودن ، امکان برگشتشون هم نبود . شهید شد و پیکرش هم موند دست تکفیری ها . سر از تنش جدا کرده بودن و عکس هاش رو هم گذاشته بودن تو اینترنت . بحث تبادل اجساد رو مطرح کرده بودیم که تکفیری ها گفته بودن خاکش کردیم . چون پیکر سر نداره دیگه قابل شناسایی نیست ... حاج عبدالله به آرزوش رسید ...

❤️شهید حاج عبدالله اسکندری

#خاص #BEAUTIFUL #جذاب #استوری #محرم #عکس #CLIP
دیدگاه ها (۱)

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم (

KIM V

Destiny part 10

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

part : 41chapter : 2نه بابا ! عصبی بشی چیکار میکنی ؟قاشق رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط