در کار من درهم آخر نظری فرمای

در کار من درهم آخر نظری فرمای
بر حال من پر غم آخر نظری فرمای

بر خوان جگر خواری وز دست غمت زاری
نابوده دمی خرم، آخر نظری فرمای

تا کی بود این محنت؟ تا چند کشم زحمت؟
مردم ز غمت یک دم، آخر نظری فرمای

خون جگرم خوردی، جانم به لب آوردی
تا کی دهی، ای جان، دم، آخر نظری فرمای

بس جان و دل مرده کز بوی تو شد زنده
بر نه به دلم مرهم، آخر نظری فرمای


#عـراقی
دیدگاه ها (۲)

باز مرا در غمت واقعه جانی استدر دل زارم نگر، تا به چه حیرانی...

آتشی در سینه دارم جاودانیعمر من مرگی‌ست نامش زندگانیرحمتی کن...

‌آتشی در سینه دارم جاودانی؛ عمر من مرگیست، نامش زندگانیرحمتی...

آتشی در سینه دارم جاودانی عمر من مرگیست نامش زندگانی رحمتی ک...

آتشی در سینه دارم جاودانیعمر من مرگی است نامش زندگانیرحمتی ك...

آتشی در سینه دارم جاودانی عمر من مرگی است نامش زندگانی ♫♪♭رح...

آتشی در سینه دارم جاودانی عمر من مرگی است نامش زندگانی ♫♪♭رح...

عاشقانه

گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردیگفت از آن روی که دل دادی و ...

نگارا، وقتِ آن آمد که یکدم ز آنِ من باشیدلم بی‌تو به جان آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط