{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو ندارد____گل کاغذی‌است شب ب

چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو ندارد____گل کاغذی‌است شب بو، که بهار و بو ندارد____چه شده‌ ست ماه ما را، که خلاف آن شب، امشب___ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد؟___به هوای مهربانی، به تو کرده روی و هرگز___به عتاب و مهربانی، دلم از تو خو ندارد___ز کرشمه ی زلالت، ره منزلی نشان ده____به کسی که بی تو راهی، سوی هیچ سو ندارد____دل من اگر تو جامش، ندهی ز مهر، چاره__به جز آن که سنگ کوبد، به سر سبو ندارد____به کسی که با تو هر شب، همه شوق گفت و گو بود___چه رسیده ست کامشب، سر گفت و گو ندارد___چه نوازد و چه سازد، به جز از نوای گریه___نی خسته‌ای که جز بغض تو در گلو ندارد___ره زندگی نشان ده، به کسی که مرده در من___که حیات بی‌تو راهی، به حریم او ندارد___ز تمام بودنی‌ها،  تو همین از آن من باش___که به غیر با تو بودن، دلم آرزو ندارد."
دیدگاه ها (۱۱)

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی‌است شب بو، که ب...

چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی‌است شب بو، که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط