{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران خونp37

دوئین: از هانا چه خبر
ا/ت: ای وایی هانا رو یادم رفت باید بهش زنگ بزنم
نامجون: تهیونگ با جونگ کوک میان شرکت امروز جلسه دارین میگم هانا رو هم بیارن
ا/ت: اوکی ممنون

ویو ا/ت
اینقدر گرم صحبت بودم و تو فکر لبای نام بودم از هانا یادم رفته بود
دیگه کار از کار گذشته بود و اگه میومد پارم میکرد!
خلاصه که گاوم دو قلو زایید
نامجون: تا 1 ساعت دیگه میان و 1 ساعت 30 دقیقه دیگه جلسه شروع میشه بیا
ا/ت: جلسه درمورد چی هست؟ مگه من مرخصی نیستم
نامجون: میخوایم برای شرکت جدید حرف بزنیم و میخوام که بابات هم بیاد تو جلسه
دوئین: چرا؟
نامجون: شرکت رو به نام ا/ت ثبت میکنیم و از اونجایی که این شرکت زیر دست کسانی که انگلیسی مصلت باشن رشد میکنه و ا/ت همه یه رگش امریکاییه این شرکت رو تو امریکا با 138 طبقه میسازیم و شما تنها کسی هستیم که امریکارو بلده مهندس ما میشیدو مدیر عامل شرکت یا همون رئیس چون به کسه دیگه ای اعتماد ندارم اگه قبول میکنید دست بکار بشید
دوئین : با کمی فکر جوابشو بت میدم پسرم
نامجون: ممنون
ا/ت: چرا 138؟
نامجون: سنمه
ا/ت: وادافاخ
دوئین: چی گفت؟
ا/ت: مریضه بیخیالش

پرش 1 ساعت بعد
ویو هانا
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو مایکی پارت ۲

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

سرنوشت پارت (۱۲)

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

عشق بی پایان

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

سناریو باجی پارت اخر

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط