دکمه ممنوعه
P6
هی داشت پایین و پایین تر میرفت و لباسامو تو چند ثانیه در میورد
سایکی : این کارو نکن
چان : من پچه میخوام
سایکی : من فقط ۱۶ سالمه لطفاً
چان : سن فقط یه عده
سایکی : 😞.........
چان : باشه جوجه کوچولو ولی خودت لباس های دکمه دار میپوشی منو تحریک میکنی
سایکی : دیگه نمیپوشم این کارو نکن لطفاً
چان : میکنم ولی در حد حامله نکردن تو چون میخوام بعد ازدواجمون تو رو حامله کنم
سایکی : من .....( چان دستشو گذاشت تو دهنم و بعد دکمه هامو بست و رفت )
ویو سایکی
ساعت ۶ بعد از ظهر بود زنگ زدم به اس کوپس تا بهش بگم نمیتونم بیام
سایکی: الو کوپسی
کوپسی : الو سلام آره خودمم بلیط هارو گرفتم واسه شهربازی
سایکی : خیلی خوبه ولی من دیگه نمیتونم بیام فکرامو کردم دیدم دیگه بچه نیستم که و من باعث میشم اول خبرا باشین واسه همین خودتون برید من نمیام
کوپسی : پس موفق باشی من دیگه قطع میکنم
سایکی : باشه
حوصله ام سر رفته بود واسه همین خواستم بادیگارد ها رو خر کنم رفتم بهشون گفتم
سایکی: چان بهم گفت بعد از ظهر میتونم برم خرید
بادیگارد: بزار اول بهشون زنگ بزنم
سایکی : ای بابا شغل اون که معمولی نیست میخوای خودتون رو به کشتن بدید
بادیگارد: آره راست میگید میتونید برید
سایکی : خیلی ممنون
رفتم به بازار دیدم کسی نیست خیلی ساکت بود ولی من اهمیتی ندادم
دیدم چند تا مرد دارن میان سمتم خب ولی من سرجام موندم تکون نخوردم
اونا میخواستن منو بیهوش کنن من تونستم با دفترم اونا رو بزنم و دست یکیشون رو گاز گرفتم ولی باز تونستن منو بیهوش کنن
چند ساعت بعد
ویو چان
کارم تموم شد رفتم خونه دیدم سایکی خونه نیست رفتم پیش بادیگارد ها بهم گفتن اون رفته بیرون
ویو نویسنده
اون خیلی عصبانی بود و تمام شهر رو واسه پیدا کردن سایکی گشت ولی نتونست ولی باز ادامه داد
ویو سایکی
وقتی بیدار شدم دیدم منو به صندلی بسته بودن
یه مرد اومد سمتم
لینو : سلام اسم من لینو هست
سایکی : اون مرد مو زرد کیه توسعه
لینو : برادرم اسمش فیلکسه
سایکی : چرا منو دزدیدی
لینو : چشم در برابر چشم خون در برابر خون
سایکی : میخوای با من چیکار کنی
لینو اومد نزدیکم و دکمه های لباسم باز کرد یه تاپ سیاه تنم بود که میخواست اونو با قیچی پاره کنه
لینو : از من فیلم بگیرین
پسرا : چشم
لینو : سلام چان این دختره زن توعه ولی واقعا بدنش رو فرمه اگه میخوای این تاپ رو پاره نکنم زود خودتو برسون
ویو سایکی
داشتم دنبالش می گشتم یه ویدیو به گوشیم ارسال شد دیدم سایکی هست که کنارش لینو ایستاده بود
چان : ای عوضی دیگه مرگ خودتو حتمی کردی
سوار ماشین شدم تا حرکت کنم ........
😘😘😘 امیدوارم خوشتون اومده باشه لطفا لایک و کامنت یادتون نره 😘😘😘
بای 👋👋👋
هی داشت پایین و پایین تر میرفت و لباسامو تو چند ثانیه در میورد
سایکی : این کارو نکن
چان : من پچه میخوام
سایکی : من فقط ۱۶ سالمه لطفاً
چان : سن فقط یه عده
سایکی : 😞.........
چان : باشه جوجه کوچولو ولی خودت لباس های دکمه دار میپوشی منو تحریک میکنی
سایکی : دیگه نمیپوشم این کارو نکن لطفاً
چان : میکنم ولی در حد حامله نکردن تو چون میخوام بعد ازدواجمون تو رو حامله کنم
سایکی : من .....( چان دستشو گذاشت تو دهنم و بعد دکمه هامو بست و رفت )
ویو سایکی
ساعت ۶ بعد از ظهر بود زنگ زدم به اس کوپس تا بهش بگم نمیتونم بیام
سایکی: الو کوپسی
کوپسی : الو سلام آره خودمم بلیط هارو گرفتم واسه شهربازی
سایکی : خیلی خوبه ولی من دیگه نمیتونم بیام فکرامو کردم دیدم دیگه بچه نیستم که و من باعث میشم اول خبرا باشین واسه همین خودتون برید من نمیام
کوپسی : پس موفق باشی من دیگه قطع میکنم
سایکی : باشه
حوصله ام سر رفته بود واسه همین خواستم بادیگارد ها رو خر کنم رفتم بهشون گفتم
سایکی: چان بهم گفت بعد از ظهر میتونم برم خرید
بادیگارد: بزار اول بهشون زنگ بزنم
سایکی : ای بابا شغل اون که معمولی نیست میخوای خودتون رو به کشتن بدید
بادیگارد: آره راست میگید میتونید برید
سایکی : خیلی ممنون
رفتم به بازار دیدم کسی نیست خیلی ساکت بود ولی من اهمیتی ندادم
دیدم چند تا مرد دارن میان سمتم خب ولی من سرجام موندم تکون نخوردم
اونا میخواستن منو بیهوش کنن من تونستم با دفترم اونا رو بزنم و دست یکیشون رو گاز گرفتم ولی باز تونستن منو بیهوش کنن
چند ساعت بعد
ویو چان
کارم تموم شد رفتم خونه دیدم سایکی خونه نیست رفتم پیش بادیگارد ها بهم گفتن اون رفته بیرون
ویو نویسنده
اون خیلی عصبانی بود و تمام شهر رو واسه پیدا کردن سایکی گشت ولی نتونست ولی باز ادامه داد
ویو سایکی
وقتی بیدار شدم دیدم منو به صندلی بسته بودن
یه مرد اومد سمتم
لینو : سلام اسم من لینو هست
سایکی : اون مرد مو زرد کیه توسعه
لینو : برادرم اسمش فیلکسه
سایکی : چرا منو دزدیدی
لینو : چشم در برابر چشم خون در برابر خون
سایکی : میخوای با من چیکار کنی
لینو اومد نزدیکم و دکمه های لباسم باز کرد یه تاپ سیاه تنم بود که میخواست اونو با قیچی پاره کنه
لینو : از من فیلم بگیرین
پسرا : چشم
لینو : سلام چان این دختره زن توعه ولی واقعا بدنش رو فرمه اگه میخوای این تاپ رو پاره نکنم زود خودتو برسون
ویو سایکی
داشتم دنبالش می گشتم یه ویدیو به گوشیم ارسال شد دیدم سایکی هست که کنارش لینو ایستاده بود
چان : ای عوضی دیگه مرگ خودتو حتمی کردی
سوار ماشین شدم تا حرکت کنم ........
😘😘😘 امیدوارم خوشتون اومده باشه لطفا لایک و کامنت یادتون نره 😘😘😘
بای 👋👋👋
- ۳.۷k
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط