مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

Part7

Part7


ا.ت رو مایا می نویسم



ویو مایا

جیمین منو از خواب بلند کرد

و با هم صبحونه خوردیم با پسرا خدا حافظی کردیم رفتیم سوار ماشین شدیم و رسیدیم رفتیم سر کلاس.

کلاس بلاخره تموم شد دیدم جیمین زودتر من از کلاس زد بیرون منو جیمین هر وقت زنگ میخورد باهم از کلاس می اومدیم بیرون
این یعنی چش شده

دیدم همه بچه ها یه گوشه جمع شدن رفتم دیدم جک اوفتاده روی جیمین داره بهش مشت میزنه اومدم یکی دیگه بزنه رفتم .جلو دستش رو گرفتم بلندش کردم گفتم .


$حد خودتو بدون مرتیکه


یه سیلی محکم بهش زدم
جای دستم رو صورتش مونده بود اون موقع خون جلوی چشمام رو گرفته بود چشمام قرمز بود جک خواست حرف بزنه یه مشت زدم تو صورت تخمیش




چطور بود بهم بگید تو کامنتا
دیدگاه ها (۰)

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

the first lie

عشق خیانت انتقام

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

رومان عشق پنهانی (پارت5)

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط