عکاس خودمم^__^

عکاس خودمم^__^



دیدی گفتم #شکوفه ها باز خواهند آمد
دیدی نرگس هنوز, #نرگس همیشه بود
دیدی بادها آمدند و رفتند
ابرها بارور شدند
باران شدند
باران ها رود
رودها دریا و
دریاها دوباره ابر

رازقی از کنار #پنجره افتاد
رازقی تر شد
دیدی زخم تبر بر ریشه اثر نکرد

دیدی هرچه دسته گل به آب دادیم
#باغ #گل از آب در آمد

#دیدی
دیدی گفتم فقط عشق است که عشق می ماند ...

#علی_خانی

#کدو
#عید
دیدگاه ها (۱۹)

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

...تابستان گرم، اندک اندک بساطش را جمع می‌کند تا پاییز جلوه ...

「🍊🧡🌿」

سلام ای عطر مریم زیر باران! دوستت دارمخودت این ابر عاشق را ب...

باز باران،با ترانه،با گهرهای فراوانمی‌خورد بر بام خانه.آب چو...

باز باران،با ترانه،با گهرهای فراوانمی‌خورد بر بام خانه.آب چو...

بهار غم انگیز بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد  نسیمی بوی فروردی...

↚مــــاجــِـراے یـــِـکــــــ①ــــــ عـــِـشـــღــــق↛به روی...

سلام بزرگوار🌷لطفاحق پذیر باشیم.⚡چند وقت پیش رفتیم جایی یکی ا...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط