mohsen133
۶۴
پسند
عمه افطار به خرما میکرد
عمه افطار به خرما میکرد
رطب حاصل بین الحرمین
جرعه ای آب...به گریه میگفت
به فدای لب عطشان حسین...!. سفره ای ساده...غم و بد حالی
گریه ی عمه و بد احوالی
سر افطار همیشه میگفت ؛
جای داداش حسینم خالی...!.
دانلود
۲.۵k
۱۹ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (
۱
)
part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...
#درخواستی_سونگمینوقتی بدون اجازش رفتی بار.... نورهای نئونیِ ...
Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...
Part:3💫کانوسا بیخیال افکارش شد و به جایی که قرار بود سیغه ی ...
تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶
جادویی به نام عشق
𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...
ابلیس
دفترچه زندگی
چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین