می خواهم از آخرش بگویم...

می خواهم از آخرش بگویم...
اینبار مثبت اندیشانه تر...
شاید آخرش به آنچه می خواستیم رسیدیم، شاید دنیا دست از ساز مخالف زدن و لجبازی کودکانه اش برداشت و برای بلند شدن دوباره تشویقمان کرد، کسی چه می داند شاید خدا خودش خواست دستمان را بگیرد
و آخرش یک خواب راحت نصیبمان کند.

#زهرا_خیری
دیدگاه ها (۰)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

🦋می خواهم از آخرش بگویم...اینبار مثبت اندیشانه تر...شاید آخر...

🦋می خواهم از آخرش بگویم...اینبار مثبت اندیشانه تر...شاید آخر...

دیشب خوابت را دیدم ،عجیب است اما آنجا خیلی عاشقم بودی!حتی بی...

بقایای گذشته

بسم الله الرحمن الرحيم پاسخ قسمت چهارم : به قلم نکته گونویس...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

فرناز جان فرانک‌خانوم قطع کرد و من خجالت کشیدم بگم گوشی را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط