رمان عشق ممنوع

پارت ۴


صبح با صدای بابا ک به در میزد بیدار شدم

+ چیه

& پاشو بیا پایین

+ باشهههه باشهههه

پاشدم لباسام و عوض کردم و یه دامن کوتاه و یه کراپ سفید پوشیدم رفتم پایین دیدم بله آقا جئون آمدن

رفتم نزدیک

+ سلام

٪ سلام عروس گلم

یه لبخند زور کی زدم ک

_ چمدونت کو

+ نیازی به چمدون ندارم واسه یه خرید

_ انگار پدرت نگفته ولی پیامم و ک خوندی

+ توهم جواب من و خوندی

اهمیت ندادم بهشت و پشت کردم ک برم تو اتاقم صداشون و شنیدم

& الان حلش میکنم

_ صبر کنید این و من حل کنم

رسیدم به اتاقمو در و بستم

ک طبق حدسی ک زدم آمد

+ چیه ها چی میخوای

_ ببین من مثل دوستای مدرسه ات نیستم با من درست صحبت کن


به نگاه ترسناکی بهم انداخت ترسیدم ولی خودم و نگه داشتم

+ چیکار میکنی مثلا ها

درست روبه روش وایساده بودم


_ ببین دختر جون

+ دیدم حرفتو بگو

دستشو گذاشت رو گردنم و تا نزدیک دیوار برد

+ آخ ولم کن

_ خفه شووو( اعصبانیت . داد)

کم کم داشت نفسم بند میومد

_ باهام میای فهمیدی؟؟؟؟

+ سرمو به نشونه باشه تکون دادم

ولم کرد سرفه کردم اونم داشت لباسشو مرتب میکرد

+ تو تو .....

_ میدونم حالا وسایلت و جمع کن منتظرتم رفت و در و بست

مرتیکه ( دور از حضور) آمده واسه من گلدری میکنه صبر‌کن یه کاری کنم خودت از گرفتن من پشیمون شی

لباسامو جمع کردم و دادم دست خدمتکار و رفتم پایین

دیدم اون مرتیکه داره مثل بز نگام میکنه ک سرمو به نشونه ی چی تکون دادم ک پدرم حرف زد

& میبینمت دخترم

بهش اهمیت ندادم و رفتم بیرون در منتظر موندم


جان و دیدم عه این کی از سفر آمد رفتم پیشش

جان یکی از بچه های بادیگارد های قدیمه بابام ک چون خودش پیر شده پسرش میاد خیلی پسر خوبیه و اون من و مدرسه و هرجا ک میخوام میبره ولی یه چند روزیه رفته بود سفر

+ جانننن
! اتتت

پریدم بغلشششش

+ کی امدیییییییی

! دیروز رسیدم حالت چطوره

+ خوبم تو چطوری

دستام و پشتم حلقه کرده بودم و با حالت لوسی جواب میدم


ک یهو دستم کشیده شد

+ وا

دیدم جگکوکه

+ هوی یواششش

همینجوری بدون اهمیت داشت من و می‌کشید ک برگشتم سمت جان

+ جان جونم زودی میام

و انداخت تو ماشین و خودشم نشست پیشم

_ حرکت کن

به راننده گفت.

..

..

...
دیدگاه ها (۰)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_74غر زنان دنبالم راه افتاد ....

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

سرنوشت پارت(۱۴)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

وقتی درسش بد بودو ..

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part69بلندشدم و برقو خاموش کردمتختم دونفره بو...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

{عشق فراموش شده}[P9]+ بله بله درسته. به همین اسمهپیرزن :خب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط