سرنوشت پارت(۱۴)

داشتم تازه نفسی تازه میکردم ک از پشتم صدای در اومد برگشتم دیدم جونکوک درو باز کرد و از اتاق جلسه اومد بیرون .

منم تا اونو دیدم مثل برق گرفته ها سریع رفتم سمت اسانسور و دکمه رو فشار دادم


اسانسور داشت کامل بسته میشد ک دستی مانع بسته شدنش شد و به داخل اسانسور اومد گفت

جونکوک:اجازه هست ؟(با صدای بم)
ا/ت:اییشش نمیشد با اسانسور بغلی بیای

جونکوک :نه،من دوست داشتم با این اسانسور بیام

ا/ت:پس من با اون یکی اسانسور میام
تا خواستم برم اسانسور زده شد و نفساس داغی رو گردنم حس کردم

ا/ت:هی ولم کن هی عوضی

جونکوک:اگ نکنم ؟

ا/ت:میخوای بدونی؟

جونکوک:اره چرا ندونم؟

من پام محکم زدم به اونجاش ک از درد ولم کرد

منم سریع از فرصت استفاده کردم و از اسانسور زدم بیرون
سوار ماشین شدم و به سمت خونه حرکت کردم

ویو جونکوک:
دیدگاه ها (۲)

عشق بی پایان

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

سناریو چیفویو پارت اخر....

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط