الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه:

الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه:

رک بگویم از همه رنجیده‌ام،
از غریب و آشنا ترسیده‌ام،
بی خیالِ سردی آغوش‌ها
من به آغوش خودم چسبیده ام...💔
دیدگاه ها (۱)

رک بگویم از همه رنجیده‌اماز غریب و آشنا ترسیده‌امبی خیالِ سر...

#عشق_بعد_نفرتپارت 12ات: ممنونمپی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با...

به ۳۰تا برسونید تا امشب۶تا پارت بزارم

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

/عشق فراموش شده/[p7] ...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط