#عشق_بعد_نفرت
#عشق_بعد_نفرت
پارت 12
ات: ممنونم
پی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با اهنگ ساز و گریمور و استایلیستت آشنا شو راستی چه سبکی میخونی
ات: ام رپ
پی دی نیم: باشه خیلی خب میبینمتون بچه ها
کوک: ات مسیولیت سختی رو قبول کردی
شوگا: کوک راست میگه
نامجون: بچه ها حتما دوست داره چرا اذیتش میکنید؟
جین: اذیتش نمیکنن بهش اطلاع میدن
ات: بچه ها غذا سرد میشه
جیهوپ: ات راست میگه غذاتون و بخورید
"نیم ساعت بعد"
جیهوپ: خب استراحت بسه بریم تمرین کنیم ات فقط نیم ساعت وقت داره برای تمرین
شوگا: ات فک کنم از الان باید بری خروار خروار ارایش کنی بعدشم سه ساعت فکر کنی چی بپوشم همه نگام کنن(نیشخند و سرد)
ویو راوی
با این حرف شوگا همه برگشتن سمتش و نگاش کردن نیشخند سردی زده بود و به لیوان مشروبش نگا میکرد
ویو ات
با این حرف شوگا بغضم گرفت اون چطور میتونست با من اینطوری حرف بزنه
ات: الان رسما داری غیر مستقیم بهم میگی هرزه
شوگا: آفرین خوب گرفتی منظورمو(سرد)
اعضا(بغیر از ات و شوگا): شوگا بسه
ات:...
دیگه نتونستم جلوی اشکامو بگیرم با سرعت رفتم سمت رخت کن و درو قفل کردم اشکام سرازیر شد
نامجون: ات حالت خوبه؟
ات:...
هیچی جواب ندادم که شروع کردن به ضربه زدن به در تا بیان داخل
ات: ب... بچه ها من خوبم الان میام بیرون شما برید
ته: ات مطمئنی؟
ات:...
پارت 12
ات: ممنونم
پی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با اهنگ ساز و گریمور و استایلیستت آشنا شو راستی چه سبکی میخونی
ات: ام رپ
پی دی نیم: باشه خیلی خب میبینمتون بچه ها
کوک: ات مسیولیت سختی رو قبول کردی
شوگا: کوک راست میگه
نامجون: بچه ها حتما دوست داره چرا اذیتش میکنید؟
جین: اذیتش نمیکنن بهش اطلاع میدن
ات: بچه ها غذا سرد میشه
جیهوپ: ات راست میگه غذاتون و بخورید
"نیم ساعت بعد"
جیهوپ: خب استراحت بسه بریم تمرین کنیم ات فقط نیم ساعت وقت داره برای تمرین
شوگا: ات فک کنم از الان باید بری خروار خروار ارایش کنی بعدشم سه ساعت فکر کنی چی بپوشم همه نگام کنن(نیشخند و سرد)
ویو راوی
با این حرف شوگا همه برگشتن سمتش و نگاش کردن نیشخند سردی زده بود و به لیوان مشروبش نگا میکرد
ویو ات
با این حرف شوگا بغضم گرفت اون چطور میتونست با من اینطوری حرف بزنه
ات: الان رسما داری غیر مستقیم بهم میگی هرزه
شوگا: آفرین خوب گرفتی منظورمو(سرد)
اعضا(بغیر از ات و شوگا): شوگا بسه
ات:...
دیگه نتونستم جلوی اشکامو بگیرم با سرعت رفتم سمت رخت کن و درو قفل کردم اشکام سرازیر شد
نامجون: ات حالت خوبه؟
ات:...
هیچی جواب ندادم که شروع کردن به ضربه زدن به در تا بیان داخل
ات: ب... بچه ها من خوبم الان میام بیرون شما برید
ته: ات مطمئنی؟
ات:...
- ۷۶
- ۰۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط