{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست

بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست

که شب همیشه برای به سر رسیدن نیست

به خواب گفته ام امشب که از سرم بپرد

شبی که پیش منی وقت خواب دیدن نیست

من از نگاه تو ناگفته حرف می خوانم

میان ما دو نفر گفتن و شنیدن نیست

نگاه کن به غزالان اهلی چشمم

دو مست رام که در فکرشان رمیدن نیست

بگیر از لب داغم دوبیت بوسه ی ناب

همیشه شعر سرودن که واژه چیدن نیست

برای من قفس از بازوان خویش بساز

که از چنین قفسی میل پرکشیدن نیست

تو آسمان منی ! جز پناه آغوشت

برای بال و پرم وسعت پریدن نیست ...

دیدگاه ها (۲۰)

در ﺷﻬﺮ ﻫﯽ ﻗﺪم زد و ﻋﺎﺑﺮ زﯾﺎد ﺷﺪﺗﺮس از رﻗﯿﺐ ﺑﻮد … ﮐﻪ آﺧﺮ زﯾﺎد...

ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایمما به حرف زشت در گفتار، ع...

ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ...ﮔﺎﻫــــــﮯ ﭼﻪ ﺍﺻـــــﺮﺍﺭ ﺑــ...

دلم یک " تــــــــو " می خواهد که فقط دلش یک " مــــن " بخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط