هزار سال هم بگذرد

هزار سال هم بگذرد
نگاهت،
غافلگیرم می کند
تو در هر لحظه
هزار اتفاقی
پاداش تمام صبوری هایم
تویی که گاهی فاصله این بوسه
تا آن دیدارت،
آنقدر زیاد است
که من باز هم دست و پایم را گم کنم
و خیال کنم که اولین بار است
و این تمام زیبایی عشق است
بودنت برای من،
معجزه نیست
اما این که گاهی
به موازات خواستنم،
آغوش می گشایی
و حضور من در حافظه ی عاشقانه ات؛
جان می گیرد
اعجاز واپسین است.
همیشه یک گام فاصله
یا هاله ای از غرور و ابهام؛
یا حتی دیوارهایی که برداشتنی نیست
کاری می کند
که تو در هر لحظه
هزار اتفاق باشی
مگر می شود
تو را دید
و به معجزه، ایمان نداشت!؟
دیدگاه ها (۲۰)

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کند...تو در هر لحظه...هزا...

می‌دانم فاصله گاهی امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو، گرمای حضور ت...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

داشتم راجع به یک موضوعی در شیمی کند و کاو می‌کردم که رسیدم ب...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

آموزش های سبک زندگی سالمموضوع :شیوه مدیریت تنش های خانوادگی....

تو برای من فقط یک «دوستت دارم» ساده نیستیتو همان اتفاق نادری...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط