{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه شب دست به دامان خداتاسحرم

همه شب دست به دامان خداتاسحرم
که خداازتوخبرداردومن بی خبرم

رفتی و هیچ نگفتی چه درسرداری
رفتی وهیچ، هیچ ندیدی چه آمدبه سرم

گرمی طبعم ازآن است که دل سوخته ام
سرخی رویم ارآاست که خونین جگرم

کارعشق است نمازمن اگرکامل نیست
آخرآنگاه که دریادتوام درسفرم

آیینه چه کرده است که هرروزتورامی بیند؟
من زآینه به دیدارتو شایسته ترم

عهدبستم تحمل کنم این دوری را
عهدبستم ولی ازعهدخودمی گذرم

مثل ابری شدم دربه در شهر به شهر
وای ازآن دم به شهرتو بیفتد گذرم
دیدگاه ها (۵)

افتادگی اموز اگر طالب فیزی@-}--

می ترسم از بعضی آدمها ... آدمهایی که امروز دوستت دارند و فرد...

سلام ما بلندترین تاریکی(شب یلدا)رابه هم تبریک میگوئیم اماازک...

amin@-}--

همه شب دست به دامان خدا تا سحرمکه خدا از تو خبر دارد و من بی...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرمکه خدا از تو خبر دارد و من بی...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرمکه خدا از تو خبر دارد و من بی...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرمکه خدا از تو خبر دارد و من بی...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرم...که خدا از تو خبر دارد و من...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرمکه خدا از تو خبر دارد و من بی...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرمكه خدا از تو خبر دارد و من بي...

بی خبری ها

همه شب دست به دامان خدا تا سحرمکه خدا از تو خبر دارد و من بی...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرم که خدا از تو خبر دارد و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط