عشقم؟..دارى اين متنو ميخونى؟

عشقم؟..دارى اين متنو ميخونى؟

ازت دلگيرم..

من داشتم زندگيمو ميکردم، تنهايى هم برام شيرين بود..
تو اومدى تو زندگيم....تو عاشقم کردى..
توباعث شدى حالا ک با توام تنهاتر از قبل بشم..

تو خواستى..من مقاومت کردم..قهر کردم،بهونه گرفتم،رفتم،دورى کردم ازت.. هم خودم اذيت شدم هم تورو اذيت کردم..چون مي ترسيدم از عشق..
ولى فايده نداشت.. دلم لرزيد..

ودلمو باختم بهت..

حالا ميخواى چيکار کنى با اين ادمى ک ساختى؟

حس عجيبى دارم.. نميتونم تو قلبت نفوذ کنم،
نميتونم وقتى ناراحتى دلت گرفته ارومت کنم،
وجود من بهت آرامش نميده..!

غريبه ام باهات.. ؟

هر روزغمگين تر ازقبل ميشم..ولى کجايى ک ارومم کنى؟

برات مهم هسم؟ هه..اصلا اين متنو دارى ميخونى؟

نميتونم اين حرفارو بهت بگم.. چون ميگى دوباره شروع کردم.. نوشتم اينجا.. شايد ديدى..شايد درکم کردى..


من دوست دارم.......
دیدگاه ها (۳)

پیام دادی که همه چی بینمون مثل قبل شه...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۲تا اینکه صدای در اومدتق تق.با اینکه حال ...

‏🦊 [۱۱:۳۵ تا ۱۱:۳۶ به وقت ژاپن]نون‌های ㅎㅎㅎصبحونه خوردم.و با ...

سناریو جونگکوک

سناریو درخواستی

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

☆چندپارتی☆☆پارت: ۰۵☆☆وقتی دخترتون.....☆سوار ماشین شدید و راه...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part74صدای تخس وشاد سعید از پشت گوشی اومدسعید...

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط