چیزهای بی‌ربط را برمی‌دارد ـــ

چیزهای بی‌ربط را برمی‌دارد ـــ
سنگی،
سفالِ شکسته‌ای،
دو چوب‌کبریتِ سوخته،
میخِ زنگ‌زده‌ی دیوارِ روبه‌رو،
برگِ درختی که از پنجره افتاده توی خانه،
قطره‌های آبی که از گلدان‌های دیروزآبیاری‌شده می‌چکند،
کاهی که باد دیروز روی موهات نشانده،
همه را برمی‌دارد و
می‌رود در حیاطِ خانه و
تقریباً یک درخت می‌سازد.

شعر
در همین تقریباً
زندگی می‌کند.
می‌بینی‌اش؟
.
#یانیس_ریتسوس
دیدگاه ها (۵)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت چهارمحدود یک هفته از آخرین دیدارشان گ...

«ورکانه» زیباترین روستای رنسانسی ایران همدان- روستای هدف...

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به...

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به...

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به...

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به...

یک داستان کوتاه#داستان_روزدر افسانه ای هندی آمده است که مردی...

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط