{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز شب ماند و من اين عطش خانگی ام

باز شب ماند و من اين عطش خانگی ام

باز هم ياد تو ماند ومن وديوانگی ام

اشک در دامنم آويخت که دريا باشم

اشک در دامنم آويخت که دريا باشم

مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم

خواب ديدم که تو می آمدی و دل می رفت

محرم چشم ترم می شدی و دل می رفت:

يک نفر مثل پری يک دو نظر آمد و رفت

با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و رفت

خنده زد کوچه به دنبال تبسم افتاد

باز دنبال جگر گوشه ی مردم افتاد

"آخرش هم دل ديوانه نفهميد چه شد

يک شبه يک شبه ديوانه چشمان که شد"

تا غزل هست دل غمزده ات مال من است

من به دنبال تو چشم تو به دنبال من است

"آی تو! تو که فريب من و چشمان منی!

تو که گندم! تو که حوا! تو که شيطان منی!

تو که ويرانِ منِ بی خبر از خود شده ای!

تو که ديوانه ی ديوانه تر از خود شده ای!"

در نگاه تو که پيوند زد اندوه مرا ؟

چه کسی گل شد و لبخند زد اندوه مرا ؟
دیدگاه ها (۱)

ای همه پنجره ها رو به تو شهر و ده آشفته ی آشوب تو کوهِ مه آل...

وقتی نگاهم می کند بادام چشمت دل را به یغما می بری با ، دام ...

گوشم،هربار ،زنگ می زند از شوق نام تو را می برم شگفتا گهگ...

چشم های توبه من می بخشد، شورعشق ومستی وتوچون مصرع شعری زیبا...

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

قصه تلخ از عشق

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط