{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم میبندم خودم را لحظه ای گم میکنم

چشم میبندم خودم را لحظه ای گم میکنم
دست و آغوش تو را عالی تجسم میکنم

با تو من تصویر زیبای شب و آیینه ام
در منی هر روز با عشقم تکلم میکنم

در تمام شهر حرف افتاده،من دیوانه ام
با خیالت چون خوشم تنها تبسم میکنم

انحصاری میشوم ،شک میکنم ،غر میزنم
یا حسادت میکنم گاهی ترحم میکنم

راستی حق مرا در عاشقی معلوم کن
من که خود را سوژه ی اشعار مردم میکنم

باز کردم چشم را حالا ببین رسوا منم
من که آغوش تو را عالی تجسم میکنم
دیدگاه ها (۳)

تقصیر خودم نیست اگر داغ و کبودم...حرف تو که آید به میان ، سخ...

نشنیدی که دلم گفت بمان ،ایست نرو بخدا وقت خدا حافظی ...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به د...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

I can be myself with himPart⁸⁴لباس مورد نظر رو برداشتم و اتو...

پارت ۱۳#عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم ●●●●●●●●●■■■■○■■■...

چشم میبندم خودم را لحظه ای گم میکنمدست و آغوش تو را عالی تجس...

چشم میبندم خودم را لحظه ای گم میکنمدست و آغوش تو را عالی تجس...

چشم میبندم خودم را لحظه ای گم میکنمدست و آغوش تو را عالی تجس...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط