چشم میبندم خودم را لحظه ای گم میکنم
چشم میبندم خودم را لحظه ای گم میکنم
دست و آغوش تو را عالی تجسم میکنم
با تو من تصویر زیبای شب و آیینه ام
در منی هر روز با عشقم تکلم میکنم
در تمام شهر حرف افتاده،من دیوانه ام
با خیالت چون خوشم تنها تبسم میکنم
انحصاری میشوم ،شک میکنم ،غر میزنم
یا حسادت میکنم گاهی ترحم میکنم
راستی حق مرا در عاشقی معلوم کن
من که خود را سوژه ی اشعار مردم میکنم
باز کردم چشم را حالا ببین رسوا منم
من که آغوش تو را عالی تجسم میکنم...
دست و آغوش تو را عالی تجسم میکنم
با تو من تصویر زیبای شب و آیینه ام
در منی هر روز با عشقم تکلم میکنم
در تمام شهر حرف افتاده،من دیوانه ام
با خیالت چون خوشم تنها تبسم میکنم
انحصاری میشوم ،شک میکنم ،غر میزنم
یا حسادت میکنم گاهی ترحم میکنم
راستی حق مرا در عاشقی معلوم کن
من که خود را سوژه ی اشعار مردم میکنم
باز کردم چشم را حالا ببین رسوا منم
من که آغوش تو را عالی تجسم میکنم...
- ۱.۴k
- ۱۶ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط