گاهی تو را چون ماه در آفاق می جویم

گاهی تو را چون ماه در آفاق می جویم
گاهی چو مروارید در اعماق می جویم

اندیشه ام از درک چشمانت فرو مانده ست
اکنون تو را در عشق و در اشراق می جویم

زاهد به محرابست و من در فکر چشمانت
من هم حقیقت را به زیر طاق می جویم


چشم تو می گوید که من محتاج توصیفم
با هر نگاهم شاعری خلاق می جویم

آرایه ای در خور برای چشمهایت نیست
یک صنعتِ  بالا تر از "اغراق " می جویم


سرّ سکوتم در نبود عشق فهمانست
خواننده ای دلداده و مشتاق می جویم۔۔۔۔
دیدگاه ها (۰)

تو شعرهایم را، می خوانیو من شاعری هستم، که جانماز احساست را،...

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بودمهرورزی تو با ما شهره ...

هر گوشه‌ی این جهان تو را می‌جویم در اوج سکوتم تو را می‌گویم ...

. دوسیب درد ... لبت قلیان غم را چاق می کند اشک را بر گونه ام...

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بودمهرورزی تو با ما شهره ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

تقدیم حضرت جانانم💕عشق تو با جان من آمیخت کم کم بیشترسیل جاری...

چشمانت داستانی‌ست پرماجرا...همچون کتاب‌های پرهیجان دوران نوج...

چشم و دل روشن نمودی بر جمال بی مثال بوسه های آتشین کردی ز من...

.گاهے باید چشمهایت را ببندے ...سیبِ سرخے بگیرے جلوے صورتت .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط