{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم و دل روشن نمودی بر جمال بی مثال

چشم و دل روشن نمودی بر جمال بی مثال
بوسه های آتشین کردی ز من باشد حلال

آنچنان مستم کند هر بوسه از لب های تو
شرح چشمانت نمایم هر کجایی بی سوال

گاهی از جور زمان آزرده خاطر می شوم
یاد چشمانت همان دم می کشد بر اعتدال

هر چه دلتنگت شوم یاد آورم چشمان تو
مست گیسویت شوم حتی در این خواب و خیال

تا تو را دارم چه غم دارم در این ایام دهر
روزگارم با تو باشد شوکت و جاه وجلال

چشم بد خواهان ما از بیخ و بن هم کور باد
گوششان کر باشد و باشد زبان ها لال لال

من غلام درگهت هستم بدین سبک وسیاق
عاشقی ها می کنم بر چشم و ابروی هلال

من کویر تشنه ام محتاج یک باران عشق
ای وجودت برنهال جان من همچون طلال
دیدگاه ها (۹)

گاهی آن قدر دلتنگی ام اوج می گیردکه سقوط اشک هایم زمین را چا...

گاهی آن قدر دلتنگی ام اوج می گیردکه سقوط اشک هایم زمین را چا...

من جای تمام کسانی کهدلتنگ نمی شوند برایت ...من جای تمام کسان...

سلام عزیزترینام ساعت ب وقت تنہایےشکوفہ کویریست...#در_ب_رویم_...

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده...

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط