{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
گاهے باید چشمهایت را ببندے ...
سیبِ سرخے بگیرے جلوے صورتت ...
نفس بکشے ...
و خیال کنے روبروے حرمے ...
گاهے باید با بے لیاقے ات کنار بیایے ...

.
از بابُ الجواد وارد مےشوم
توقفے و سلامے کوتاه!
بعد صحنِ انقلاب
پرده ے مخمل را کنار مے ‌زنم
چند گام جلوتر
سمتِ چپ ضریح!
بوسه‌ام نمے ‌چسبد به ضریحش!
صفِ بوسه طولانے ست!
طواف مے کنم تا شاید جمعیت چو نیل شکاف بخورد!
صدا بلند مے شود
"هدیه به قمر بنے هاشم صلوات!"
و من دست و پایم را جمع و جور مے ‌کنم
نکند عبّاس (علیه السّلام) آمده زیارتِ شرقے ترین شاخه ے طوبے؟؟
کربلایے است دلم در وسطِ مـشهدِ تو !
.

و چشمانت ...
فيروزه ناب
چشمه هاے سبز
چونان كبوتران سبزينه پوشِ گنبدِ طلا
كه پرواز مے كنند،
و چشم و نگاهِ تو را
به پنجره فولاد
گره مے زنند
و دستانت ...
در نشيب و فرازِ نياز
نذر مے كنند
رازِ عطشناكِ چشمهايت
مے شكفند،
تو باران مے شوے
آيينه هاے حرم
تو را تكرار مے كنند
و تو
به پاے بوسے عشق مے روے
آن جا كه
نيلوفران قد كشيده اند
و برگ هاشان دستِ مناجات است
تو سِیلے از تمنا مے شوے
تو زيبا
تو عُذرا
مے شوے
و ادراكِ ايمان را حس مے كنے
اينك از آن همه سجّاده و نياز
به بار نشسته اے
گل و ريحان در وجودت
جوانه دارند
و ترنُّم آرزوهايت
قشنگ ترين آوازهاست ...
کاملا بے ربط:
من از تو عکسِ یادگارے مے گیرم
و تو دلم را...
دیدگاه ها (۸)

پروانه جان

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

درخواستی چیفویو

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ (Last Part)صبح روز بعد، نور...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط