شالیزار سبز مرا میخواند

شالیزار سبز مرا میخواند
با رقص زیبای ساقه های برنج
مهربانی زنان بوی بهار نارنج
مردان عرق درپیشانی لبخند می شوند
و تمامی احساسم در پرواز
به سوی اسمان آبی مهرشان
من با سخاوت سفره ی انان
در زیتونهای سبز شقایق می شوم
و خیره به سفیدی کته ی خوش طعم
که بوی زندگی می دهد
چای داغ در دستان
با لباس هایی به رنگ گلستان
من بوسه بر لحظه ها میزنم
و لباسهای رنگی دعوت میکند مرا
به دشتی از شقایق ها
که در آن غنچه های مهرشان
به یکباره شکفته می شوند...
دیدگاه ها (۸)

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

غزل چشمانت پنجره ای سترو به شمعدانی های نازک احساسمکه تکثیر ...

.آمدی با نغمه ی دل انگیز عشقبسان پیچکی بر افراشته از دیوارها...

چه شد ؟ خاک از خواب بیدار شدبه خود گفت : انگار من زنده ام ! ...

یکی از شعرهای عاشقانه و فوق العاده زیبای قاسم صرافان:دلبر شی...

خیلی زیباست...زیباترین شعر هستی... مادرم...تو را می ستایم......

دلبر شیرازیم در حافظیه می‌دویدمی‌دوید این سو و آن سو و مرا ه...

معصومعلی مسکینی

#غدیرجشنی بی‌نظیر در راه بود،جشنی که عطر دل‌انگیز نوروز را،ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط