سناریو اسلیترین

وقتی با دمپایی میفتیم دنبالشون 👁👃👁
*درخواستی*

تام:
بهت گفته بود قراره باهات به هاگزمید بیاد اما مجبورت کرد که باهم معجون سازی کار کنید بعد با
دمپاییت تهدیدش کردی
+تام مارولو ریدل! مگه نگفتم امروز معجون سازی لعنتی نداریم!
-الان داری منو با دمپایی دعوا میکنی؟
+آره و اگر تمومش نکنی تا یک ماه آینده منو نمیبینی
-هممم....بنظر میرسه شجاعی اما بنظرم یه درس بهت بدم تا بدونی دیگه منو با رفتنت تهدید نمیکنی خانوم کوچولو
+غلط کردم🎀
بعد تنبیهت کرد و تا یه هفته نتونستی راه بری💔

متیو:
دیدی داره توی تیک تاک میگرده و داره پست یه دختره رو که میرقصه رو نگاه میکنم که یهو با دمپایی افتادی دنبالش
- بابا بخدا اتفاقی بود !!
+خفه شو چلغوز به چه جراتی دخترای دیگه رو دید میزنی!
-غلط کردم
و بعدش تا یه هفته نذاشتی کنارت بخوابه و بعد از کلی لاس زدن و عذرخواهی آشتی میکنی👄🎀

تئو:
چه انتظاری میره مثل همیشه که بهش گفته بودی سیگار نکش ولی او توی سالن عمومی اسلیترین داشت سیگار میکشید که یهو میری داخل و میبینیش.
+مگه بهت نگفتم نکش!
یهو از جاش میپره -بابا بخدا همین یکی ا/ت بعدش دیگه نمیکشم...
+ببند ببینم
بعد با دمپایی میفتی دنبالش و عین سگ عذرخواهی میکنه و دو هفته باهاش حرف نمیزنی


دراکو:
داشتی ویدیو ک عکس های بچگیت رو نشونش میدادی که بهت خندید و چرت و پرت گفت با دمپایی افتادی دنبالش
-غلط کردم ا/ت
+بار آخرت بود بهم خندیدی!
-باشه بخدا دفعه آخرم بود....
بعد میبرتت دور دور و کلی چیز میز برات میخره و از دلت درمیاره👄🎀

لورنزو:
داشتی براش قورمه سبزی درست میکردی و کلی تعریف کرده بودی کع غذای ایرانی خیلی خوشمزست. میخواستی بری دوش بگیری که بهش گفتی ۵ دقیقه دیگه زیر گازو خاموش کن این بدبخت یادش میره ک غذا میسوزه میای بیرون دود رو میبینی و میبینی انزو با چشمای مظلوم بهت نگاه میکنه همونجا دمپاییتو درمیارو و میفتی دنبالش
+دهنم سرویس شد تا اینو درست کنم!
-بخدا یادم رفت ببخشید 🗣
بعد برای جفتتون غذا سفارش میده و بیشتر غذاهارو تو میخوری 🥸

ریگولوس:
میبینی دوباره سرشو توی کتاب ها فرو کرده و داره راجب هورکراکس ها میخونه و دنبال هورکراکس های ریدله
+مگه بهت نگفتم این کار خطرناکه بخاطر من هم که شده بس کن
-بخدا...
بعد با دمپایی میفتی دنبال این بدبخت
+برو شب پیش همونجا تام ریدل بخواب
-ا/ت
+نشنوم صداتو
بعد کلی عذرخواهی میکنه و باهات حرف میزنه که آشتی میکنی

بلیز:
دیده بودی داره با پنسی صحبت میکنه بعد میاد تو خوابگاهت
-خوشگلم؟
+برو پیش همون پنسی جونت
-ععع🥸 داشتیم فقط حرف میزدیم
+آره بعد شروع کردید خندیدن
بعد دمپاییتو درمیاری و میفتی دنبالش بعد ده دقیقه
-باشه بخدا میرم بهش میگم دوست دخترم دوست نداره باهات در ارتباط باشم....
بعد واقعا هم میره میگه 🎀
(چقد پسر خوبیه👄👄)

حمایت کنید قشنگا 🎀🫶🏼
دیدگاه ها (۲)

Izana

سناریو ناروتو

متیو و دختری از جنس دریا p3

تک پارتی از ران هایتانی🥴😈این رو هم بگم هنتای داره..پس اگه جن...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

p2

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

پآرت ¹¹خواستم هلش بدم که...باز دستمو گرفت و محکم تر چسبوند ب...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط