متیو و دختری از جنس دریا p3
تام: اون دیونه (با عرض معذرت) قراره امروز حتی به خاطر سلام دادنم ازمون امتیاز کم کنه، واقعا مزخرفه 😡😒
دراکو: اشکال نداره بابا حرص نخورید اون یه هافلپافیه مشخصه با ما اسلایدرینی ها مشکل داره، به پدرم میگم یه فکری به حالش بکنه😇😏
تام: عه متیو عشق جدیدت امروز اتو زده و ترو تازه و تمیز میخواد دلبری کنه😄😉
متیو: لعنتییی یکم آروم تر حرف بزن😱 دراکو من باید درباره لیسا با بابات یه صحبت مفصل داشته باشم😡
دراکو: ای بابا به من چه مگه چیکار کردم!؟ 🙁😨
متیو: (در حال اشاره به تام) این از کجا عشق جدیدو در اورد🤨😐
تام: میتونی ماجرای لیسا رو بعدا بزاری کف دست مالفوی بزرگ داستان عشق جدیدتو اون روزی تو پارک فهمیدم😀😏
دراکو: متیو انقد منو تهدید نکن فک نکن فقط تو آتو داری ازم😡😒
متیو: نه بابا نکنه تو از من آتو داری😏🤨
تام: پیشنهاد میکنم ازش این سوالو نکنی چون چند وقت پیش داستان بی اطلاعی پدر از ارتباطت با دخترا رو گفتم😁😉
متیو: دراکو درباره این موضوع پدرم با خبر نمیشه واگرنه پدرتو با خبر میکنم🤫
دراکو: حله😏😉
متیو: ولی دراکو این دختره خیلی خوشگله تعجب میکنم این تو گروه خودمون بوده و من تا به حال ندیدمش🤨😐
تام: بی خیال این حرفا گیاه آمونی رائو رو پیدا کردین؟ 😒🧐
دراکو: آره ولی خیلی کوچیکه اندازه دو بند انگشته🤏🏻😕
متیو: آمونی رائو اصلا چی بوددد 😱🤔
تام: توعم که از دم تعطیلی اشکال نداره من یه دونه اضافی پیدا کردم میدم بهت🌱😇
یهو کسی از کنارشون به سرعت رد شدو کمی جلوتر به تئو برخورد کرد و همه کتاباش پخش زمین شد...
تئو: هوی دختر چته مگه گرگ دنبالته😒🐺
و اون دختر کسی نبود جز ا/ت
مالفوی هم که سریع از فرصت استفاده کردو...
دراکو: آره دیگه انگار دنبالشه😁😉
و بعد کمک کرد تا کتاباشو جمع کنه...
دراکو: نترس بابا کسی کاریت نداره☺️
تام هم که...
تام: اشکالی نداره تئو زیاد به اینور و اونور میخوره مشکل از شما نیست دوشیزه راه رفتن رفیق ما یکم ایراد داره(با حالت تمسخر) 😉😏
یهو مالفوی و تام و تئو دور ا/ت رو میگیرن و
متیو وارد میشوددد
متیو: بچه ها اذیتش نکنید 😏
بعد متیو دستش رو دراز میکنه تا به ا/ت کمک کنه بلند شه و...
متیو: میتونم افتخار این رو داشته باشم که کمکتون کنم بایستید دوشیزه محترم. 😊
ا/ت: نه ممنون خودم بلند میشم 😟
و بعد بلند شد و...
ا/ت: ب.. ب.. ببخشید م.. من کلاس دارم الان د.. د... دیرم میشه. 😓
تام: ما هم به همون کلاسی میریم که شما قراره برید پسسسس😶
دراکو: مشکلی پیش نمیاد تا اونجا همراهیتون کنیم بانو. 😊
تئو: بله بانو هاگوارتز کم پسر چشم چرون و هوس باز نداره ما کنارتون باشیم کسی جرأت نمیکنه حتی بهتون نگاه کنه😌😏
و بعد به سمت کلاس راه افتادن و تو راه تئو و متیو و تام و دراکو مثل چهار تا بادیگارد دور ا/ت راه افتادن وقتی وارد کلاس شدن پشت میز ها ایستادن، ا/ت وسط و تئو و متیو یه طرفش و تام و دراکو طرف دیگرش ایستادن (اگه یادتون باشه کلاس گیاهان جادویی یه میز داشت از این سر تا اون سر کلاس که دانش آموزان اسلایدرین یه طرفش می ایستادن و گیریفیندوری ها هم طرف دیگش)
کمی گذشت و هلن وارد کلاس شد و کمی اونطرفتر از دراکو ایستاد. تئو هم در گوش متیو آروم و پچ پچ کنان...
تئو: داستان این دختره چیه متیو؟🤨
متیو: ازش خوشم میاد ولی پا نمیده. 😉😁
کمی گذشت و چند نفر گیریفیندوری و بعد هم اسپراوت وارد کلاس شدنو کلاس شرو شد و اول اسپراوت کمی درباره گیاه آمونی رائو و خواص درمانی و خطرات احتمالیش توضیح داد و بعد هم چند تا سوال از بچه ها پرسید که هرماینی و دراکو و تام و ا/ت دستشون رو بالا بردن و اسپراوت طبق معمول اول از همه هرماینی رو انتخاب کرد تا جواب بده بعد هم از تام و دراکو و ا/ت سوال پرسید و در آخر گیریفیندور 5 امتیاز گرفت و اسلایدرین 15 امتیاز. کلاس تموم شد و با همون حالت محاصره ای از کلاس بیرون اومدن...
متیو: عجیب نیست اسپراوت امروز ازمون امتیاز کم نکرد؟! 🧐
تام: بیخیال بابا. 15 امتیاز ازش گرفتیم. راستی بانو ا/ت اگه شما نبودین الان 10 امتیاز گرفته بودیم بابت جواب عالیتون ممنون. 😏
که ناگهان هلن پسر ها رو کنار زد و..
هلن: وای ا/ت کجا بودی کلی دنبالت گشتم؟! 🙂
تام: با اجازتون یکم اینطرف تر از شما وایستاده بودیم😏
هلن: جناب ریدل نمیدونستم اسم شما هم ا/ت هستش. 😒
تام: چی؟ الان چی گفتی؟ 😶🤨
تئو: اوه اوه دعوا😁
دراکو: هیچی تام بیخیال ول کن بیا بریم😏
ا/ت: هلن بیا بریم ولش کن😟
و بعد از هم جدا شدن...
هلن: دیدی گفتم اینا یه سره اذیتت میکنن این تازه اولش بود😒...
لایک و کامنت فراموش نشه 💬❤️
دراکو: اشکال نداره بابا حرص نخورید اون یه هافلپافیه مشخصه با ما اسلایدرینی ها مشکل داره، به پدرم میگم یه فکری به حالش بکنه😇😏
تام: عه متیو عشق جدیدت امروز اتو زده و ترو تازه و تمیز میخواد دلبری کنه😄😉
متیو: لعنتییی یکم آروم تر حرف بزن😱 دراکو من باید درباره لیسا با بابات یه صحبت مفصل داشته باشم😡
دراکو: ای بابا به من چه مگه چیکار کردم!؟ 🙁😨
متیو: (در حال اشاره به تام) این از کجا عشق جدیدو در اورد🤨😐
تام: میتونی ماجرای لیسا رو بعدا بزاری کف دست مالفوی بزرگ داستان عشق جدیدتو اون روزی تو پارک فهمیدم😀😏
دراکو: متیو انقد منو تهدید نکن فک نکن فقط تو آتو داری ازم😡😒
متیو: نه بابا نکنه تو از من آتو داری😏🤨
تام: پیشنهاد میکنم ازش این سوالو نکنی چون چند وقت پیش داستان بی اطلاعی پدر از ارتباطت با دخترا رو گفتم😁😉
متیو: دراکو درباره این موضوع پدرم با خبر نمیشه واگرنه پدرتو با خبر میکنم🤫
دراکو: حله😏😉
متیو: ولی دراکو این دختره خیلی خوشگله تعجب میکنم این تو گروه خودمون بوده و من تا به حال ندیدمش🤨😐
تام: بی خیال این حرفا گیاه آمونی رائو رو پیدا کردین؟ 😒🧐
دراکو: آره ولی خیلی کوچیکه اندازه دو بند انگشته🤏🏻😕
متیو: آمونی رائو اصلا چی بوددد 😱🤔
تام: توعم که از دم تعطیلی اشکال نداره من یه دونه اضافی پیدا کردم میدم بهت🌱😇
یهو کسی از کنارشون به سرعت رد شدو کمی جلوتر به تئو برخورد کرد و همه کتاباش پخش زمین شد...
تئو: هوی دختر چته مگه گرگ دنبالته😒🐺
و اون دختر کسی نبود جز ا/ت
مالفوی هم که سریع از فرصت استفاده کردو...
دراکو: آره دیگه انگار دنبالشه😁😉
و بعد کمک کرد تا کتاباشو جمع کنه...
دراکو: نترس بابا کسی کاریت نداره☺️
تام هم که...
تام: اشکالی نداره تئو زیاد به اینور و اونور میخوره مشکل از شما نیست دوشیزه راه رفتن رفیق ما یکم ایراد داره(با حالت تمسخر) 😉😏
یهو مالفوی و تام و تئو دور ا/ت رو میگیرن و
متیو وارد میشوددد
متیو: بچه ها اذیتش نکنید 😏
بعد متیو دستش رو دراز میکنه تا به ا/ت کمک کنه بلند شه و...
متیو: میتونم افتخار این رو داشته باشم که کمکتون کنم بایستید دوشیزه محترم. 😊
ا/ت: نه ممنون خودم بلند میشم 😟
و بعد بلند شد و...
ا/ت: ب.. ب.. ببخشید م.. من کلاس دارم الان د.. د... دیرم میشه. 😓
تام: ما هم به همون کلاسی میریم که شما قراره برید پسسسس😶
دراکو: مشکلی پیش نمیاد تا اونجا همراهیتون کنیم بانو. 😊
تئو: بله بانو هاگوارتز کم پسر چشم چرون و هوس باز نداره ما کنارتون باشیم کسی جرأت نمیکنه حتی بهتون نگاه کنه😌😏
و بعد به سمت کلاس راه افتادن و تو راه تئو و متیو و تام و دراکو مثل چهار تا بادیگارد دور ا/ت راه افتادن وقتی وارد کلاس شدن پشت میز ها ایستادن، ا/ت وسط و تئو و متیو یه طرفش و تام و دراکو طرف دیگرش ایستادن (اگه یادتون باشه کلاس گیاهان جادویی یه میز داشت از این سر تا اون سر کلاس که دانش آموزان اسلایدرین یه طرفش می ایستادن و گیریفیندوری ها هم طرف دیگش)
کمی گذشت و هلن وارد کلاس شد و کمی اونطرفتر از دراکو ایستاد. تئو هم در گوش متیو آروم و پچ پچ کنان...
تئو: داستان این دختره چیه متیو؟🤨
متیو: ازش خوشم میاد ولی پا نمیده. 😉😁
کمی گذشت و چند نفر گیریفیندوری و بعد هم اسپراوت وارد کلاس شدنو کلاس شرو شد و اول اسپراوت کمی درباره گیاه آمونی رائو و خواص درمانی و خطرات احتمالیش توضیح داد و بعد هم چند تا سوال از بچه ها پرسید که هرماینی و دراکو و تام و ا/ت دستشون رو بالا بردن و اسپراوت طبق معمول اول از همه هرماینی رو انتخاب کرد تا جواب بده بعد هم از تام و دراکو و ا/ت سوال پرسید و در آخر گیریفیندور 5 امتیاز گرفت و اسلایدرین 15 امتیاز. کلاس تموم شد و با همون حالت محاصره ای از کلاس بیرون اومدن...
متیو: عجیب نیست اسپراوت امروز ازمون امتیاز کم نکرد؟! 🧐
تام: بیخیال بابا. 15 امتیاز ازش گرفتیم. راستی بانو ا/ت اگه شما نبودین الان 10 امتیاز گرفته بودیم بابت جواب عالیتون ممنون. 😏
که ناگهان هلن پسر ها رو کنار زد و..
هلن: وای ا/ت کجا بودی کلی دنبالت گشتم؟! 🙂
تام: با اجازتون یکم اینطرف تر از شما وایستاده بودیم😏
هلن: جناب ریدل نمیدونستم اسم شما هم ا/ت هستش. 😒
تام: چی؟ الان چی گفتی؟ 😶🤨
تئو: اوه اوه دعوا😁
دراکو: هیچی تام بیخیال ول کن بیا بریم😏
ا/ت: هلن بیا بریم ولش کن😟
و بعد از هم جدا شدن...
هلن: دیدی گفتم اینا یه سره اذیتت میکنن این تازه اولش بود😒...
لایک و کامنت فراموش نشه 💬❤️
- ۲۸.۷k
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط