یادش به خیر آن بوی باران قدیمی

یادش به خیر آن بوی باران قدیمی

آن شمعدانی ها و گلدان قدیمی

بوی پدرهایی که بابا مانده بودند

بوی همان آب و همان نان قدیمی

بوی خوش آغوش گرم مادرانه

امنیت چین دار دامان قدیمی

یادش به خیر آن چاشتی های پف آلود

بوی پنیر  و نان و ریحان قدیمی

چای همیشه حاضر مادر بزرگم

آن کرسی و آن حوض و ایوان قدیمی

یادش به خیر آن قهرهای کودکانه

چشمان غمگین و پشیمان قدیمی

شیرینی آن آشتی های دوباره

بوسیدن روی رفیقان قدیمی

یادش به خیر آن لحظه های خوب رفته

ای کاش بر می گشت دوران قدیمی

ما مانده ایم و یک بغل افسوس ناکام

تنگ است این دل تنگ یاران قدیمی

دلخوش مکن که باز آید با ترانه

از یاد رفته بوی باران قدیمی

ما مانده ایم و یک بغل افسوس خورده

تنگ است این دل تنگ یاران قدیمی


دیدگاه ها (۲)

💙دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

تنگ است این دل...یادش به خیر آن بوی باران قدیمیآن شمعدانی ها...

چقدر از آن روزها دور شده ایم..از اهالی دیروز بود...چهره‌اش د...

من میخواهم برگردم به کودکی 🌺🌺میخواهم برگردم،به روزهایِ خوبیک...

#اهای کاندیدهای ریاست جمهوریکدامتان یارمان را،برمیگردانید!؟ه...

کدامتان یارمان را،برمیگردانید!؟همان هایی که،یک روز بودند و ح...

می خواهم برگردم ؛به روزهایِ خوبی ؛که مادربزرگ زنده بودکه پدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط