روزها می گذرد ...
روزها می گذرد ...
و من از پنجره ی بیداری ،
کوچه ی یاد تو را می نگرم
و چقدر آرامم ،
که کسی فکر نکرد
زیر خاکستر آرامش من غوغاییست ...
دوست داشتن دردی است ...
و من از لحظه ی دیدار تو می دانستم
که به این درد شبی خواهم مرد
و من از پنجره ی بیداری ،
کوچه ی یاد تو را می نگرم
و چقدر آرامم ،
که کسی فکر نکرد
زیر خاکستر آرامش من غوغاییست ...
دوست داشتن دردی است ...
و من از لحظه ی دیدار تو می دانستم
که به این درد شبی خواهم مرد
- ۶۱۴
- ۲۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط