هر روزم همین است

هر روزم همین است
از خواب که برمیخیزم
در تخت خواب ذهنم
آنقدر بی هوا
کنار مرزهای نگاهت
در هوای بارانی گونه هایت
پشت عبور ممنوع انحنای تنت
و حوالی جنگل کوهستانی موهایت
قاچاقی پرسه می زنم
تا باور کنم که هنوز نوستالژی،
در کوچه های خاکی وطن اتفاق می افتد
وقتی تن تو تا همیشه سرزمین من است
به تخت بی خوابم برگرد
من استمرار هم آغوشی هایی هستم
که پا به پای بوسه های تو
رویایی شده اند
به تخت بی خوابم برگرد
شبیه یک مجرم به صحنه جرم
و در دخمه های تنم پنهان شو
تا تمام آب ها از آسیاب بیافتد
برگرد
این تخت
بی زبان تر از آن است که تو را لو بدهد!!!
دیدگاه ها (۷)

هر شبم همین استدر تخت خواب ذهنمآنقدر، بی هوا کنار مرزهای تنت...

#چقدر‌دوری‌فرشته‌ی‌لحظه‌های‌دلتنگی‌من...نگاه کنچگونه شاخه ها...

پارت ۱۴"انتقام"

غروب و باد خفیف و دو تکه ابر کبودهوا برای خداحافظی مساعد بود...

غروب و باد خفیف و دو تکه ابر کبودهوا برای خداحافظی مساعد بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط